#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد

Instagram photos and videos

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد#آنا_گاوالدا#کتاب#الهام_دارچینیان#نشر_قطره#آناگاوالدا#کتابخوانی#کتاب_خوب#کتاب_بخوانیم#داستان#عشق#book#مطالعه#من_او_را_دوست_داشتم#معرفی_کتاب

Hashtags #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد for Instagram

سلاااام🙋‍♀️
عصرتون بخیر☀️☁️
چندوقتی هست مجموعه کتاب های خانم آنا گاوالدارو خریدم... خواستم به شما هم معرفی کنم...
داخل باکس پنج تا کتاب داره که شامل:

#گریز_دل_نشین
#من_او_را_دوست_داشتم
#بیلی
#زندگی_بهتر
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد

من امروز گریز دلنشین رو انتخاب کردم برای خوندن، متن پشت کتاب رو عکسش رو براتون گذاشتم📚📚 📖خیلی خوبه گاهی از تکنولوژی فاصله بگیریم یکم وقت بذاریم برای خوندن کتاب..
حتما حالتون تغییر میکنه...
#کتاب_بخوانیم


29

تصور میکردم دیگر به او فکر نمیکنم اما کافی بود لحظه ای در محلی اندکی آرام، تنها شوم تا دوباره یاد او به سراغم بیاید... دوست داشتم کسی جایي منتظرم باشد
صفحه 134
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #آنا_گاوالدا #كتاب_دوست_خوب_من
#كتاب_بخوانيم


5

.
ا

خیلی وقت است زن و بچه هایم در تختخواب هستند.
میدانم بچه ها خوابند. اما بی شک زنم خواب نیست .او مرا میپاید ،میکوشد بفهمد. فکر میکنم میترسد چون پیشاپیش می داند که مرا از دست داده است .
زن ها این چیز ها را خوب حس میکنند.
نمیتوانم بروم و کنارش بخوابم. باید همین حالا همه چیز را بنویسم برای آن دو ثانیه که شاید خیلی مهم باشد بی نهایت مهم باشد،البته اگر از عهده اش بر ایم.
ا

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#اناگاوالدا
ا

کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه و اکثرا مرتبط با مسائل احساسی هستند . سبک نوشتنش خیلی روان و ساده است . در بعضی داستان ها رو بعد ادبی ماجرا و حالات روحی کار کرده ، در بعضی ها هم نه تنها سعی کرده یک موضوع جالب پیدا کنه . کلا کتاب قشنگیه و به نظرم ارزش خوندن داره . بعضی داستانهاش واقعا لذت بخش هست .
ا
ا  #کتاب #کتاب_بخوانیم #کتابخوانی #کتابدونی  #کتابهای_فریبا  #مطالعه  #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب #کتاب_خوب #کتاب_باز
#bookshelf #book #books #bookstagram  #booklover#libro #bookreview #instabook #ilovebooks #ketabdoni #ketab_bazz


2

🏅📚پک کتاب های برگزیده آناگاوالدا📚🏅
.
آنا گاوالدا از معروف‌ترین چهره‌های امروز رمان‌نویسی در فرانسه است. او در یک خانواده از طبقه بالا و در حومه‌ی پاریس متولد شده است. در مدتی که به عنوان معلم دبیرستان مشغول به کار بود اولین مجموعه داستان کوتاه خود را به چاپ رساند که با استقبال منتقدان روبرو شد و همچنین یک موفقیت تجاری به شمار می‌رود. این مجموعه داستان با عنوان دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، پس از فروش چشمگیر در فرانسه، به زبان‌های زیادی ترجمه شد و شهرت جهانی را برای این نویسنده جوان به ارمغان آورد.
.
رمان کوتاه من او را دوست داشتم، با الهام از زندگی شخصی او و شکست در زندگی مشترکش نوشته شده است. این کتاب نیز همانند اثر قبلی به فروش قابل توجهی دست پیدا کرد، به زبان‌های مختلفی ترجمه شد و زنان بسیار زیادی در سراسر دنیا با این کتاب گریستند. رمان کوتاه ۹۵ پوند امید به‌فاصله کمی بعد از کتاب قبلی منتشر شد و گاوالدا این کتاب را برای آن دسته از دانش‌آموزانش نوشته است که قوه‌ِ یادگیری کمتری در مدرسه داشتند ولی در واقع انسان‌های فوق‌العاده‌ای بودند. موفقیت بزرگ بعدی این نویسنده با انتشار کتاب گریز دلپذیر رقم خورد. همانند کتب قبلی آمار فروش این کتاب در دنیا بسیار بالا گزارش شده است.
.
موفقیت آنا گاوالدا در زمینه‌ی رمان‌نویسی سیر صعودی متناوبی داشته است و مخاطب اصلی او عموماً بانوان از طبقه‌های مختلف اجتماعی هستند. طرفداران گاوالدا معتقدند شخصیت‌های کتاب‌های او بسیار به انسان‌های واقعی در زندگی نزدیک هستند و درگیر موضوعاتی مشابه با دغدغه‌های روزانه، احساسی و اجتماعی خودشان هستند. این موضوع باعث انتقال حس هم‌ذات پنداری قوی به مخاطب می‌شود.
.
وی هم‌اکنون با دو فرزند خود در نزدیکی پاریس زندگی می‌کند و علاوه بر رمان نوشتن، در تحریریه مجله ال (Elle) نیز مشارکت دارد. کتاب‌های دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، من او را دوست داشتم و گریز دلپذیر توسط انتشارات مختلفی در ایران به انتشار رسیده‌اند و مخاطبان زیادی هم پیدا کرده‌اند.
.
.
📚عرضه در ماهان کتاب
#آناگاوالدا #رمان_عاشقانه #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #بیلی #زیر_پوست_زندگی #دلم_میخواهد_گاهی_در_زندگی_اشتباه_کنم #من_او_را_دوست_داشتم #زندگی_بهتر #گریز_دلپذیر #رمان_های_ماندگار #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_خوب_هدیه_دهیم #بهترین_کتاب #ماهان_کتاب


3

📚
"هرگز از خودم نپرسیده ام چرا هنوز او را دوست داشتم یا دقیقاً احساساتم نسبت به او چه بود. هیچ فایده ای هم نداشت. اما دوست داشتم در گریزِ لحظه های تنهایی او را بازیابم. باید این را بگویم چون حقیقت دارد."
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد مجموعه داستان #آنا_گاوالدا با محوریت عشق و تاثیرات روانی آن بر انسان است و بر نیاز هر شخص به دوست داشتن و دوست داشته شدن تاکید می کند.
قلم آنا گاوالدا، قلمی بی پرده است که مسائل را به سادگی بیان می کند و همین امر داستان ها را ملموس و صمیمت خوبی بین نویسنده و مخاطب و کتاب ایجاد کرده است. ظرافت او در شخصیت سازی، بیان خاطرات، توجه به جزئیات و ترسیم صحنه ها باعث می شود که تا کتاب تمام نشده، آن را زمین نگذارید.
در خصوص ترجمه #الهام_دارچینیان بحث هایی در سایت های مختلف وجود دارد اما برای من به عنوان مخاطب، ترجمه بسیار روان و خوب بود.
اگر به خواندن داستان هایی کوتاه و در فرانسه علاقه مندید، این کتاب میتواند پیشنهاد خوبی باشد!
#نشر_قطره


7

کارهای هنرمندانه را تحسین می‌کنم. بسیار محتاط، تقریبا نامحسوس، کاملا حساب شده و اجرایی دقیق، بله همین که پالتو را روی شانه‌های لطیف و تسلیمم می‌گذارد، در چشم به هم‌زدنی روی جیب داخلی کتش خم می‌شود تا نیم نگاهی به پیام‌های دریافتی تلفن همراهش بیندازد.
به ناگاه، همه‌ی حواسم را باز می‌یابم. خیانت. قدرناشناسی. پس من بدبخت این‌جا چه کار می‌کنم!!! من که نزدیک بودم، شانه‌هایم گرم و آرام و دست‌های تو نزدیک. پس چه کردی؟ چه کار برایت مهم‌تر از دریافت طف زنانه من بود آن هم زنی این‌طور رام؟
نمی توانستی تلفن همراه لعنتی‌ات را بعدا وارسی کنی، دست‌کم بعد از عشق باختن با من؟ دکمه‌های پالتویم را تا بالا می‌بندم. در خیابان سردم است، خسته هستم، چیزی در قلبم تیر می‌کشد. از او می‌خواهم تا اولین ایستگاه تاکسی همراهم بیاید. نگران است. فریاد بزن، کمک بخواه پسرم، برایت لازم است. نه، با شهامت است. انگار چیزی نشده‌است. انگار دارد دوست دخترش را تا تاکسی همراهی می‌کند. با خود می‌گوید دستش را می‌گیرم تا گرم شود و در شب پاریس با هم گپ می‌زنیم. بله این درس‌ها را تقریبا از بَرَم. او را باز می‌شناسم. سوار مرسدس سیاه رنگ شدم، می‌گوید:
- اما...دوباره هم‌دیگر را می‌بینیم، این‌طور نیست؟ حتی نمی‌دانم کجا زندگی می‌کنید...چیزی برایم بگذارید، آدرس‌تان یا شماره‌ی تلفن‌تان...
از تقویمش کاغذی جدا می‌کند و چند شماره می‌نویسد.
- بگیرید. اولین شماره، شماره‌ی خانه من است و دومی شماره‌ی تلفن همراهم که می‌توانید هر وقت خواستید با این شماره تماس بگیرید...
بله، این را می‌دانستم.
- تردید نکنید، مهم نیست چه زمانی،باشد؟ ...منتظر هستم.
از راننده تاکسی می‌خواهم مرا انتهای بلوار پیاده کند، باید کمی راه بروم.

همانطور که راه می روم لگد میزنم ،به کدام قوطی ها نمی دانم.هیچ قوطی کنسروی جلوی پایم نیست. از تلفن‌های همراه بیزارم، از ساگان بیزارم، از بودلر، از همه این حقه‌بازها بیزارم.
از غرور خویش بیزارم.
#درحال_و_هوای_سن_ژرمن
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
#الهام_دارچینیان


1

.
.
شهرت و ثروت مرا اغوا نمی کند. آدمی هر چه کم تر داشته باشد کم تر از دست می دهد. ثروت و شهرت دامی برای کودن هاست. باید در استقلال کامل نوشت و دل مشغول میزان فروش اثر خود نبود.
.
.
.
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
#به_وقت_ده_تیر_۹۷
Photo by me💖


0

•••
"دوست داشتم كسى جايى منتظرم باشد"
.

برخی روزها تعجب می‌کردم، به خودم‌ می‌گفتم:
- عجیب است... فکر می‌کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم... و به جای آنکه به خودم تبریک بگویم، از خود می‌پرسم چطور ممکن بوده، چطور توانستم یک روز بی فکر کردن به او زندگی کنم.
.
.
نمايى از لوكيشن سريال شهرزاد در شهرك سينمايى غزالى | مطلب از آنا گاوالدا | فوتو باى مى | تيرماه ١٣٩٧ .
.
@parinazizadyar
@shahrzadseries
@hassanfatthi
@shahaab_hosseini .
.
.
.
.
.
.
.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد ، #آنا_گاوالدا #شهرزاد #سريال_شهرزاد #شيرين #شيرين_و_فرهاد #تهران #تهران_قدیم #شهرك_سينمايي_غزالي #عشق
#داستان_شب
#love #lovequotes #loveforever #shirin #tehran #tehrantoday #tehranstory #tehranvintage #shahrzadseries #nightstories #iran #iranianlovers


4

«فکر میکنم راهی وجود دارد تا بتوان از واقعیات تلخ و ناخوشایند به آرامی سخن گفت.به هر حال بهترین راه برای بیرون رفتن از کسادی بازار روزمرگی همین است.»
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آشتی_با_کتاب


0

برخی روزها تعجب می‌کردم، به خودم‌ می‌گفتم:
- عجیب است... فکر می‌کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم... و به جای آنکه به خودم تبریک بگویم، از خود می‌پرسم چطور ممکن بوده، چطور توانستم یک روز بی فکر کردن به او زندگی کنم.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد ، #آنا_گاوالدا


0

.
گاهی نگاهی به یک مجله ی مبتذل قدیمی می اندازنم،از آن مجله ها که تو به سطل زباله می اندازی،ممکن است روی یکی از آن ها عکس مرا با زنی در آغوشم ببینی.
پس داستان های چرت و پرت مجله را می خوانم و ملتفت می شوم که دختر مورد بحث نامش لاتی تیا یا سوفیاست یا هر چیز دیگر،یک بار دیگر عکس را نگاه می کنم تا به خود بگویم:«آه البته سوفیا،دخترک ایتالیایی سبزه رویِ ویلای بارکلی با حرکت سر و دست و عطرش که بوی وانیل می داد...»
نه، هرگز مسأله این نیست.
مانند احمق ها تکرار می
کنم«سوفیا».مجله را به کناری می اندازم و به دنبال سیگار می گردم.
__________

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
#الهام_دارچینیان
#نشر_قطره
__________

پ.ن:کتابی با دوازده داستان کوتاه که موضوع اصلی همهٔ آنها عشق است، داستان ها هم گزنده،زیبا،غم انگیز و جذاب اند،زیباترین داستان برای من در ابتدا «سال ها» و بعد از آن «حقیقت روز» و «آمبر» هستند،البته داستان هایی مانند «این مرد و زن»،«اپل تاچ» و «تیک تاک» که کشش و زیبایی چندانی نداشتند از کیفیت کتاب کم میکردند وانگهی با نگریستن به تمام جوانب امر باید گفت کتابی زیبا،دل انگیز و روان است که برای من استراحتی بعد از «بوف کور» و مهیا کردن خود برای شروع کتابی سخت و جذاب است.
___________
داستان های فرانسوی📖
ن.ی.م.ا


6

چطور مي توانستم يك روز بي فكر كردن به او زندگي كنم از همه بيشتر نامش عذابم ميداد و دو سه تصوير مشخصي كه از او در ياد داشتم..هميشه همان تصاوير
🍒
از خواب برميخواستم،آنقدر كار ميكردم تا از حال بروم،مثل هميشه خوب غذا ميخوردم،باهمكارانم به كافه ميرفتم،با برادرانم مثل گذشته به آسودگي ميخنديدم اما كوچترين تلنگري كافي بود تا به تمامي بشكنم..
🍒#كوچه_كتاب #پيشنهاد_كتاب #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #آنا_گاوالدا #نشر_قطره #🍒 #✏️ #📚


4

.
#شهر_کتاب_گرگان

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
#الهام_دارچینیان

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد ، مجموعه داستانی است که بلافاصله پس از انتشار به موفقیت بزرگ در دنیای ادبیات دست یافت .
داستان ها هم خارق العاده اند ، هم گزنده و در عین حال غم انگیز ، جذاب و تا اندازه ای غیر معمول .
در هر داستان ، عشق هم چون زندگی موضوع اساسی است ، عشقی که هم دل انگیز و اسرار آمیز و هم درد آور و صدمه زننده ....


4

خودم را گول می‌زدم. شجاع نبودم، احمق بودم، چون فکر می‌کردم او بر می‌گردد. به راستی فکر می‌کردم بر می‌گردد.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا


1

اين كتاب اولین مجموعه داستان آنا گاوالدا، رمان نویس فرانسوی، شامل دوازده داستان کوتاه است که مانند دیگر آثار او، ساده و بی‌آلایش بوده و همگی حول محور زندگی، عشق و مسائل انسانی و احساسی می چرخد و به خوبی می توان خلأ عشق را در زندگی شخصیت‌های کتاب مشاهده کرد.

این کتاب پر فروش در فرانسه، تا کنون به ۲۷ زبان ترجمه شده و در فرانسه و بلژیک چند جایزه معتبر دریافت کرده است.

#قسمتی_از_کتاب

زن هایی که بچه می خواهند موجودات عجیبی هستند، چون وقتی هنوز از بارداری مطمئن نشده اند، سیل بند عشق مادری را کاملا باز می کنند تا عشق، عشق، عشق، از آن جاری شود. بعد هم دیگر هرگز آن را نمی بندند. چه موجودات عجیبی همیشه وقتی به ایستگاه پاریس وارد می شوم، امیدوارم که کسی منتظرم باشد، احمقانه است اما باز هم من این امید ابلهانه را دارم.
این بار هم فرقی ندارد. پیش از آن که به سمت مترو از پله برقی پایین بیایم نگاهی به اطرافم می اندازم بلکه کسی آنجا منتظرم باشد... و هربار که سوار پله برقی می شوم، حس می کنم کوله بارم از قبل سنگین تر است.

کاش کسی جایی منتظرم باشد ... این انتظار زیادی است؟
دختری که روی نیمکت نشسته و یک نوشته ای بر گردنش با این مضمون آویخته:
"من عشق میخواهم"
و اشک هایی که مثل دو جویبار از چشمانش درحال جاری شدن هستند.
من خودم را اینطور آدمی یافته ام.تو چه میگویی؟! #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آناگاوالدا
#الهام_دارچینیان
#نشر_قطره
#قیمت_پشت_جلد ۱۵/۰۰۰ تومان💵
#هزینه_پست ۷/۰۰۰ تومان🚀

#کتاب #کتاب_بخون #رمان #داستان #خرید_کتاب #آناگاوالدا #فروش_کتاب #حامی_کتاب #کتاب #کتاب_خوب


0

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

آنا گاوالدا
ترجمه الهام دارچینیان

#چاپ_بیست_و_هشتم

کتاب «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» شامل دوازده داستان کوتاه است. داستان‌هایی که ساده و روان نوشته شده برای هر مخاطبی قابل درک است. 
این داستان‌ها اکثرا، روایتگر زن‌های تنهایی است که حتی در جمع نیز احساس تنهایی می‌کنند.
زن های او با زبان پراحساس و سیمای درونگرایی که دارند، راوی هایی صادق و قابل اعتمادند اما هیچ کدام از این ویژگی ها، دغدغه های عمیق و نیازهای آنها را پاسخ نمی‌دهد. داستان های این کتاب، روایتگر روزمرگی هایی است که هم تلخ و گزنده اند و هم روشن و رو به امید.

او یکی از نویسندگانی است که طی چند سال اخیر توانسته به یکی از پرمخاطب‌ترین نویسندگان در ایران و جهان تبدیل شود.

اکثر داستان‌های او رگه‌هایی عاشقانه دارند و در آنها تصاویر پراحساسی از روابط زن و مرد در جوامع امروزی ارائه شده است. تاکید نوشته‌های او بر نیازهای عاطفی و خلاءهای عاطفی انسان معاصر است.

ارسال با پیک در ارومیه
ارسال با پست به تمام نقاط کشور

قیمت: ۱۵هزار تومان
قیمت با تخفیف: ۱۲۵۰۰ تومان

#ادبیات_فرانسه
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#الهام_دارچینیان
#نشر_قطره
#فرهنگ
#آگاهی_جمعی
#کتابخوانی
#خرد
#بانک_کتاب_ارومیه


3

.
I Wish Someone Were Waiting for Me Somewhere by Anna Gavalda

عنوان این کتاب رو خیلی دوست داشتم و بیشتر از همه عنوان کتاب بود که جذبم کرد.  کتاب از 12 داستان کوتاه تشکیل شده. داستان هایی خیلی سطحی و کم عمق از زندگی روزمره با محوریت عشق و خیانت.
قصه هایی بدون هیچ هیجان و اتفاق خاصی که حرف تازه ای برای گفتن ندارن و در آخر هر داستان خواننده به هیچ نتیجه ای نمی رسه و قیافه من بعد خوندن بعضی از داستان ها دقیقا این 😐 بود. خب که چی؟ پیام داستان چی بود؟ نویسنده می خواد چی رو بگه با این داستان؟؟؟ و من همچنان 😐 باقی میموندم.

با خوندن این کتاب یاد سه کتاب خانم پیرزاد افتادم که اونم از چندین داستان کوتاه تشکیل شده بود با این تفاوت که داستان های کتاب خانم پیرزاد به نظر من خیلی پخته تر و زیباتر بودن.

یه جا خوندم که باید فرانسوی باشی یا با فرهنگ فرانسوی ها آشنا باشی تا ازین کتاب خوشت بیاد و درکش کنی. شاید به این دلیل باشه که من این کتاب رو دوست نداشتم.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
#الهام_دارچینیان
#نشر_قطره
تعداد ص: 198


21

. .

یک روز صبح معلم‌مان مثل مادر‌ها با سه تا سبد کوچک و درب و داغان وارد کلاس شد. سبد اول پر بود از کاغذ‌های تا شده-صحنه‌هایی که باید اجرا می‌کردیم؛ سبد دوم نام دختر‌ها برای انتخاب کسی که نقش کمیل را بازی کند و سبد آخر، پر بود از نام پسر‌ها برای انتخاب بازیگر نقش پِردیکان.
زمانی که شنیدم که تقدیر، فرنک ممو را به عنوان همبازی من انتخاب کرده است، نه تنها نمی‌دانستم که نمایش انتخابی در مورد حیوانات نیست (من نقش مرد《پلیکان》شنیده‌ بودم) بلکه تا جایی که به خاطر دارم، کاملاً تسلط بر اعصابم را از دست داده بودم...
قرعه کشی از عمد در روز قبل از تعطیلات عید پاک برگزار شده بود تا زمان کافی برای یاد گرفتن دیالوگ‌هایمان داشته باشیم، اما برای من این یک فاجعه بود. چطور ممکن بود حتی یک چیز کوچک را در طول آن تعطیلات لعنتی یاد بگیرم؟ همه چیز قبل از اینکه شروع شود به پایان رسیده بود. باید انصراف می‌دادم؛ محال بود که او با من همبازی شود چون در آن صورت به خاطر من نمره بدی می‌گرفت. تعطیلات برای من معنای ... نقطه مخالف یادگیری هر چیزی بود؛ بنابراین تمام این نوشته‌های چرت‌وپرت و مزخرف با خط ریز، حتی ارزش فکر کردن هم نداشت.
بنابراین وقتی پس از کلاس پیش من آمد، انقدر درگیر مشکلات خودم بودم که اصلاً او را ندیدم. ... #بیلی
#آنا_گاوالدا #شهرزاد_ضیایی
#انتشارات_هاشمی_پاسداران #انتشارات_شمشاد #کتاب_خواندن
#کتابدوست #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #کتابخوانی #کتاب_باز #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #من_او_را_دوست_داشتم
#گریز_دلپذیر #دلم_میخواهد_گاهی_در_زندگی_اشتباه_کنم


5

*
#عشق ☘️
«با آدمها برخورد می کنم. آنها را نگاه می کنم. از آنها می پرسم صبح ها چه ساعتی از خواب بیدار می شوند برای زندگیشان چه می کنند و مثلاً دِسر چه دوست دارند. بعد به آنها فکر می کنم. تمام مدت فکر می کنم از نو به چهره شان، دست هاشان، حتی به رنگ جوراب هایشان دقیق می شوم. ساعت ها نه؛ سال ها به آنها فکر می کنم. و سپس روزی می کوشم درباره شان بنویسم.»
این مجموعه؛ دوازده داستان کوتاه دارد که می شود گفت مشخصه اصلی داستان ها عشق و اثر آن بر روان آدم ها است و همینطور مواجهه آدم ها با این پدیده و خصوصاً نیاز همه آنها به دوست داشتن و دوست داشته شدن.
البته خواننده ایرانی تفاوت های فرهنگی خود با داستان ها را حس خواهد کرد و همین اثر شاید باعث شود خواننده علی رغم قلم مسحور کننده نویسنده و ساختار محکم و بی نقص داستان ها، همچنان نتواند با آنها همراه شود، اما خواندن داستان های آنا گاوالدا؛ قطعاً راه روشن و ساده ای را برای نویسنده جوان ایرانی هم باز می کند تا بتواند در داستانی بومی و ایرانی با الهام از سبک نویسنده، آدم های جامعه را با مهارت به شخصیت های داستانی تبدیل کند. هرچند خواندن داستان ها هم خالی از لذت نیست.
.
.
لطفا نظرتون رو درباره این کتاب و آثار دیگه نویسنده بیان کنید. .
@prisonofmind 📚

#انا_گاوالدا #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #کتاب #عاشقانه #کتاب #کتابخوانی


19

#کاش_حالم_چون_عکس_بود!!! باورم نمیشه ی ساعته دنبال ی پشه لعنتی میگردم(با رعایت حقوق حیوانات و حشرات و اعم از وابستگانشان)،دستای قشنگ دختر کوچولوم رو گزیده و غیبش زده،خیلی فکر کردم خب وقتی الان کلی خون بچمو حمل میکنه 😣تا چ سطی میتونه پرواز کنه ،خیلی دور نرفته اما پیداش نمیکنم، نه به پشه بند دسترسی دارم و نه میتونم حشره کُش بکار ببرم،نصفه شبی اسپند شمردمو دود کردم که با ی تیر دوتا نشون زده باشم😁نیت اول م خفگی حشره بدجنس و نیت بعدیم چشم بد دور، اونقدر بهم ریختم که میتونم تا صبح درمورد دفاع از حقوق زنانه ام حرف بزنم.. #روزهای بعدی رو سپری کردم، آشوب ماجرایی غم انگیز هنوز فروکش نکرده و اما آرامش عمیق درونم ،دیدار او بود(بعدن درموردش حرف میزنم)و توی این چند روز آشفتگی کتاب را تا نیمه خوانده ام،هیچوقت مجموعه داستان های کوتاه مورد علاقه ام نبودن اما در یک نگاه اجمالی از کتاب میتوان گفت قلم نیمه تمام هاروکی موراکامی بسیار شیواتر و تاثیرگذار تر است،

#کتاب « دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» کتاب بسیار خوبیست، میتوان برایش وقت گذاشت و لذت برد اما داستان های بلند پر پیچ و تاب رازآلود را ترجیح می دهم.

#دهم_خرداد_نودوهفت
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#مرگ
#دلتنگی
#تولدِ_تو


1

#
عشق مانند بیمار شدن است !
نمی‌دانی چطور اتفاق می‌افتد ...!
عطسه می‌کنی ، یکهو می‌لرزی
و دیگر دیر شده است ،
تو سرما خورده‌ای ...!
.
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


0

🍃
سردم است.
مثل بچه‌ها گریه می‌کنم.
دلم می‌خواهد هر جایی جز این‌جا باشم. از خودم می‌پرسم با چه حالی برگردم خانه. رو به آسمان می‌کنم؛ حتی یک ستاره هم در آسمان نیست. گریه‌ام بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود. امیدم از همه‌جا ناامید شده.
کاش کسی جایی منتظرم باشد... این آرزوی زیادی است؟
.
#ستاره_و_کتابهاش
#آناگوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#بخون


0

سلام به شب زنده دارها
من به دلایلی هر ماه یک یا دو بار به فرودگاه میام تا به پیشواز کسانی برم که برام عزیزند. پدرم میگه که وقتی آدم ها توی فرودگاه هستن انگار توی یک‌نقطه ی صفر هستن و نه به مبداء تعلق دارند و نه مقصد. شما توی فرودگاه کلی اشک و لبخند میبینید، آدم هایی که تا از راه دور چشمشون به هم میخوره، لبخند پهنی به چهرشون میشینه و با قدم هایی محکم تر و تند تر به سمت هم حرکت میکنند. اینکه کسی منتظر انسان باشه به اکثر ماها حس خوبی میده، مثلا من میدونم که پدرم دوست داره که وقتی از سفر برمیگرده یه نفر حتما توی فرودگاه منتظرش باشه
و خود من هم همیشه مسیر فرودگاه رو بخاطر کسانی طی میکنم‌ که میدونم از دیدن منی که منتظرشون هستم،شاد‌ میشن.اما من واقعا معذب‌میشم وقتی میبینم یک نفر بخاطر من به زحمت افتاده و حتی راضی نیستم که پدرم هم به دنبال من بیاد اما اون میگه که مگه میشه تو که دختر من هستی بیای دنبال من اما من که پدر تو هستم اجازه بدم که با آژانس بیای.خلاصه نمیدونم شما آدم معذبی هستید یا نه و اینکه شما چقدر به فرودگاه میرید اما این و هیچ وقت یادتون نره که فرودگاه مکانی عجیب و اسرارآمیزه
#فرودگاه
#مسافر
#پیشواز
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


7

عشق در کارهای آنا گاوالدا همچون زندگی، موضوع اساسی است. عشق میتواند همراه با خوشبختی و اسرار آمیز و در عین حال درد آور و صدمه زننده باشد. او توجه ویژه ای به انسانهایی دارد که در زندگی سرکیسه شده اند، سر خوردگان و تیپهای تباه شده، فرقی نمیکند، ثروتمند، فقیر، جوان، پیر، روشنفکر و یا کارگری ساده باشند. سبک آنا گاوالدا بسیار روان، تازه، بی طمطراق و سلیس است. "به آدمهایی که زندگی احساسی برایشان در درجه دوم اهمیت قرار دارد، به گونه ای رشک می برم، آنان شاهان این دنیایند، شاهانی رویین تن."
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #آنا_گاوالدا #الهام_دارچینیان #نشر_قطره #معرفی_کتاب #annagavalda
#iwishsomeonewerewaitingformesomewhere


1

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
نشر قطره رقعی شومیز

کتاب «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» شامل دوازده داستان کوتاه است. داستان‌هایی که ساده و روان نوشته شده برای هر مخاطبی قابل درک است. 
این داستان‌ها اکثرا، روایتگر زن‌های تنهایی است که حتی در جمع نیز احساس تنهایی می‌کنند. زن های او با زبان پراحساس و سیمای درونگرایی که دارند، راوی هایی صادق و قابل اعتمادند اما هیچ کدام از این ویژگی ها، دغدغه های عمیق و نیازهای آنها را پاسخ نمی‌دهد. داستان های این کتاب، روایتگر روزمرگی هایی است که هم تلخ و گزنده اند و هم روشن و رو به امید.
در بخشی از کتاب «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» می‌خوانیم:
« در حال و هوای سن ژرمن
سن ژرمن دپرس؟ ...نمی دانم چه می خواهید به من بگویید. «خدای من، ولی دیگر این موضوع یپش پا افتاده شده، ساگان پیشتر به این موضوع پرداخت و البته خیلی بهتر از تو این کار را انجام داد.»
می دانم.
اما چه انتظاری دارید؟ البته مطمئن نیستم همه ماجرا در بولوار کلیشی برایم رخ داده باشد. زندگی است دیگر، این گونه است. 
اندیشه هایتان را برای خودتان نگه دارید و به من گوش دهید، زیرا حس ششم من می گوید از این داستان خوشتان خواهد آمد. 
گل گندم‌های ظریف سن ژرمن را می‌پرستید، هنگامی که از این شب‌های دل‌انگیز و نویدبخش دلتان غنج می‌رود. مردانی که به گمان‌تان مجرد و کمی بدبخت می‌آیند.
می‌دانم ازهمه این ها لذت می‌برید». قیمت ۱۵۰.۰۰۰ ریال
#رمان_خارجی
#آنا_گاوالدا#قطره#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد#رمان#عشق#خیانت#هواپیما#انتظار#اشتباه

@golestanebook


0

با هم، همین و بس
#آنا_گاوالدا
ترجمه: #ناهید_فروغان
نشر ماهی
#داستان فرانسوی
۴۵ هزار تومان
۵۹۸ صفحه

@dehkhodabook


از دیگر آثار این نویسنده: ‌
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
‏‎#من_او_را_دوست_داشتم
#گریز_دلپذیر
#دوستش_داشتم
#کاش_کسی_جایی_منتطرم_باشد
#با_هم_بودن
#بیلی
#پس_پرده
#زیر_پوست_زندگی
#دلم_می‌خواهد_گاهی_در_زندگیاشتباه-کنم
#زندگی_بهتر


کتاب خوب در کتابفروشی دهخدا ‏@dehkhodabook
@mahipub


6

وقتی به ایستگاه شرقی می‌رسم، در نهان آرزو دارم کاش کسی به انتظارم آمده باشد. احمقانه است. مادرم در این ساعت هنوز سر کار است و مارک از آن آدم‌ها نیست که برای حمل کردن چمدان من به حومه شهر بیاید، همیشه این امید بی رمق را داشته ام.
این بار هم دست برنداشتم، پیش از پیاده شدن از پله‌های واگن و سوار شدن به مترو، نگاه دورانی دیگری به اطراف انداختم ببینم شاید کسی باشد… گویی در هر پله چمدان سنگین‌تر می‌شود.
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد… به هر حال چندان پیچیده نیست.
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد عنوان مجموعه داستانی است به نویسندگی خانم آنا گاوالدا، رمان نویس معروف فرانسوی.
این کتاب شامل ۱۲ داستان کوتاه است که در عین سادگی بسیار خلاقانه بیان شده‌اند.
{در حال و هوای سن ژرمن، سقط جنین، این مرد و زن، اُپل تاچ، آمبر، مرخصی، حقیقت روز، نخ بخیه، پسر کوچولو، سال ها، تیک تاک و سرانجام}
عنوان داستان‌های این مجموعه است.
#رمان_خارجی
سبک نوشتار آناگاوالدا متفاوت، بسیار روان و بی تکلّف و ساده است. می بینی که نوشتن می تواند روایت ساده و صادقانۀ آن چیزی باشد که هست و خواندن همیشه در انتظار حادثه ای نشستن نیست.خواندن می تواند مروری ساده باشد بر آن چه که هست.بی کم وکاست.نقطۀ قوت آناگاوالدا در این است که همان گونه که آدمی سخن می گوید، می نویسد.منتقدی در باب او می گوید:«کلام مکتوب از کلام شفاهی پیشی نمی گیرد، از آن عقب نمی ماند، آن را دو چندان نمی نماید، بلکه به سادگی جایگزین آن می شود.» آناگاوالدا در سال ۱۹۷۰ در بولوین در حومۀ پاریس به دنیا آمد. در ۲۹ سالگی با مجموعۀ داستان« دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» به موفقیت بزرگی دست یافت. این کتاب در خارج از فرانسه به ۱۹ زبان ترجمه گردید. آناگاوالدا خود می گوید: «فکر می کنم راهی وجود دارد که بتوان از واقعیات تلخ و ناخوشایند به آرامی سخن گفت. به هر حال بهترین راه برای بیرون رفتن از کسادی بازار روزمرّگی همین است.

فروش البرز: کرج-رجایی شهر - بلوار موذن شرقی - روبروی بانک ملی دانشگاه آزاد اسلامی کتابفروشی خوارزمی 02634421595
🌱🌱 📗📘📙📔📓📕📗📘📙📔📒📕 📚#انتشارات_سرافراز
#کتابفروشی_خوارزمی
#نمایشگاه و #فروشگاه #کتاب #دانشگاهی #خوارزمی #چاپ #نشر #انتشارات #سرافراز #کتابخوانی #کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب #فرهنگ_کتابخوانی #سرانه_مطالعه #مطالعه #مطالعه_کنیم #دانشگاه #دانشگاه_آزاد #دانشگاه_آزاد_اسلامی #دانشگاه_آزاد_کرج
#karaj_islamic_azad_university #karaj_azad_university


17

۹۷/۲/۲۷
چندوقتیه انگار اینستاگرام مثل قبل برام جذاب نیست، مینویسم و مینویسم ولی آخرش همه رو پاک میکنم و بیخیال پست جدید میشم... شاید بخاطر این روزای آشفته ی دنیاست... شاید بخاطر ذهن خسته و شلوغ خودم.... البته شاید این یه حس موقته... حداقل امیدوارم که موقت باشه.
کتابها تنها سرگرمی های قشنگی ان که همیشه باهاشون حال خوبی دارم.... اینا کتابهای جدید تو صف انتظار خونده شدنن

#کوری #ژوزه_ساراماگو : دیروز تمومش کردم و بنظرم کتاب سنگین و دلگیر، عمیق و فوق العاده ای بود

#سیلی_واقعیت #راس_هریس : از معدود مواقعیه که کتابی رو نیمه رها کردم و کتاب جدیدی خوندم، کتابش عالیه، همین روزا تمومش میکنم

#آن #ریچارد_باخ : خیلی مشتاقم بخونمش، درمورد زندگی های موازی و دنیاهای موازیه.

#و_کوه_ها_باز_گفتند #خالد_حسینی :امیدوارم مثل #بادبادک_باز عاااالی باشه

#تنها_عشق_حقیقت_دارد #برایان_ال_وایس

#معجزه_وجود_دارد #برایان_ال_وایس : اگه مثل کتاب #استادان_بسیار_زندگی_های_بسیار جذبم کنه عالیه.

#جوجه_اردک_زشت_درون #دبی_فورد

#انسان_موجودی_یکروزه #اروین_یالوم

#تحلیل_رویا #یونگ #۱۹۸۴ #جرج_اورول :انقدر همه جا اسمشو شنیده بودم مشتاق بودم از محتواش سردر بیارم, خریدمش.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #آناگاوالدا :پیش بینی میکنم دوسش نداشته باشم.
.................................................................................
#کتاب #کتاب_بخوانیم #کتاب_بخونیم #کتاب_خوب #book #حوض_نقره #انتشارات_حوض_نقره


6

📖
شماره۱۳۰
کتاب: #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
نوشته: #آنا_گاوالدا
ترجمه: #الهام_دارچینیان
ناشر: #قطره
موضوع: #داستان_فرانسوی
صفحات:۲۰۰
تعداد چاپ:۶
سال چاپ:۱۳۸۵
قیمت: 10000تومان
☡کتاب نو نمی باشد.
💲برای خرید به دایرکت پیام دهید.
❌ارسال #پستی❌
توجه توحه: اگر بعد از دریافت راضی نبودید هزینه پس داده می شود!
🛇جنس فروخته شده پس گرفته می
شود!!!!
برای مشاهده تصاویر بیشتر پیام به دایرکت دهید
#کتاب
#مطالعه
#داستان_فرانسه
#گاوالدا
#کتابخوانی
#خرید_کتاب
#کتاب_فروش_جوان
#داستان
#ماه_رمضان
#خرید_کتاب
#کتاب_خوب
#کتاب_مشهور
#داستان_مشهور
#کتاب_پرفروش
#داستان_خوب
#رمان_خارجی
#رمان
#دارچینیان
#نشر_قطره
#ketab


4

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
چند روز پیش این کتاب و تو کتابفروشی دیدم
عنوانش برام جالب بود .
از نویسنده ای به نام آنا گاوالدا 📕با آثاری دوست داشتنی 👌 رمان نویس قرن بیستم و اهل فرانسه .
این کتاب شامل دوازده داستان کوتاه است .
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد

#آنا_گاوالدا#رمان#فرانسه #داستان#نویسنده
#عشق#انتظار#کتاب#کتابخوانی#عنوان#جالب
#فروش_برتر


4

خيلي وقت بود هيچ كتابي رو با هيجان نخونده بودم مني كه قبلاً كتاب پونصد شيشصد صفحه اي رو تو يه شبانه روز ميخوندم شبو تا صبح بيدار ميموندم تا كتابمو تموم كنم ماه ها بود اشتياقي به كتاب خوندن نداشتم ، چند روزه از خودم ميپرسم دارم چيكار ميكنم و از ديروز به خودم اومدم و سعي كردم عادتاي بدو خوبم رو بنويسم و بازم كتاب بخونم ، شما هم نگران خودتون ميشيد؟ راستي اين كتاب داستاناي قشنگي داشت كه بلاخره تمومش كردم #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


3

:
سبک نوشتار آناگاوالدا متفاوت، بسیار روان و بی تکلّف و ساده است. می بینی که نوشتن می تواند روایت ساده و صادقانۀ آن چیزی باشد که هست و خواندن همیشه در انتظار حادثه ای نشستن نیست.خواندن می تواند مروری ساده باشد بر آن چه که هست.بی کم وکاست.نقطۀ قوت آناگاوالدا در این است که همان گونه که آدمی سخن می گوید، می نویسد.منتقدی در باب او می گوید:«کلام مکتوب از کلام شفاهی پیشی نمی گیرد، از آن عقب نمی ماند، آن را دو چندان نمی نماید، بلکه به سادگی جایگزین آن می شود.» آناگاوالدا در سال ۱۹۷۰ در بولوین در حومۀ پاریس به دنیا آمد. در ۲۹ سالگی با مجموعۀ داستان« دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» به موفقیت بزرگی دست یافت. این کتاب در خارج از فرانسه به ۱۹ زبان ترجمه گردید. آناگاوالدا خود می گوید: «فکر می کنم راهی وجود دارد که بتوان از واقعیات تلخ و ناخوشایند به آرامی سخن گفت. به هر حال بهترین راه برای بیرون رفتن از کسادی بازار روزمرّگی همین است

ادمین: تقریبا دارم به اخر کتاب نزدیک میشم کتاب شامل داستان های کوتاهه ولی میتونم بگم بیشترشون کشش و جذابیت دارن ... اولاشم یکم هنگ میکنم تا حرف نویسنده رو بفهمم
با توجه به قوانین داستان نویسی کوتاه کتاب منظورشو توی هر داستان خوب میرسونه😊

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
#کتاب_زندگیست
#کتاب_خوب


4

.
قطعا یکی از خوشحالی هایی که بعد تموم شدن کنکور میتونی داشته باشی اینه که ؛ میتونی کارت عابرت را برداری ، بری کتاب فروشی ، چندتا رمان محشر بگیری و شروع کنی به خوندن.
این چندتا رمان به شدت سفارش شده و جمله خوب هم زیاد داره توش.
من که زیرشون خط میکشم؛
عکسم میگیرم جدیدا
داغون میکنم کتاب را ولی مگه مهمه؟؟؟😁
مهم همون لحظه ایه که روی تختت لم میدی و شروع میکنی به خوندن ، به یه پاراگراف عالی میرسی، کتاب را برعکس روی شکمت میذاری و یه فحش از سر تحسین به نویسنده کتاب میدی😉
مزه خودش را داره کتاب؛
یه خوشحالی تک نفره
خوندن این چندتا کتاب به شدت توصیه میشه و میتونه حالتون را خیلی خوب کنه؛
البته خودم تازه امروز شروع کردم ولی از طرف یه فرد خیلی خاص توصیه شده😁
#ریگ_روان
#استیو_تولتز
#پیمان_خاکسار
#مرد_صد_ساله_اي_كه_از_پنجره_فرار_كرد_و_ناپديد_شد
#بلاخره_یه_روزی_قشنگ_حرف_می_زنم
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#بالا_بلندتر_از_هر_بلند_بالایی
#دلتنگی_های_نقاش_خیابان_چهل_و_هشتم
#سلینجر
پ.ن : ورق بزنید جلد همه کتاب ها را گذاشتم


10

💙🍃
براى خودتان يكـ دوست پيدا كنيد،
يكـ نفر كه تا ابد بماند،
يكـ نفر كه حالتان، جانتان، يارتان، بد و خوبتان را، همه را با هم بخواهد،
يكـ نفر كه حالش را بپرسيد، خوابش را ببينيد ..
آدم ها بايد غير از عشق و خانواده، يكـ نفر را داشته باشند كه همهء چيزهايى كه نميشود به آن دو قبلى گفت، به او گفت!
يكـ نفر بايد باشد كه شما را از
چشم هايتان هم بشناسد ..
هر آدمى بايد يكـ نفر را داشته باشد كه خيلى دوستش داشته باشد،
يكـ نفر را دوست بداريد و با آن پير شويد،
اگر عمرمان قرارش به سپيديست... .
#صابر_ابر
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


2

کتابی زیبا و بسیار شیوا و با نثری روان ‌که جدیدا بدستم رسید و بسیار عالی بود.🌺🌹🥀🌷🍁🍂🌴🌻🌾🏵️☘️ سبک نوشتار آناگاوالدا متفاوت، بسیار روان و بی تکلّف و ساده است. می بینی که نوشتن می تواند روایت ساده و صادقانۀ آن چیزی باشد که هست و خواندن همیشه در انتظار حادثه ای نشستن نیست.خواندن می تواند مروری ساده باشد بر آن چه که هست.بی کم وکاست.نقطۀ قوت آناگاوالدا در این است که همان گونه که آدمی سخن می گوید، می نویسد.منتقدی در باب او می گوید:«کلام مکتوب از کلام شفاهی پیشی نمی گیرد، از آن عقب نمی ماند، آن را دو چندان نمی نماید، بلکه به سادگی جایگزین آن می شود.» آناگاوالدا در سال ۱۹۷۰ در بولوین در حومۀ پاریس به دنیا آمد. در ۲۹ سالگی با مجموعۀ داستان« دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» به موفقیت بزرگی دست یافت. این کتاب در خارج از فرانسه به ۱۹ زبان ترجمه گردید. آناگاوالدا خود می گوید: «فکر می کنم راهی وجود دارد که بتوان از واقعیات تلخ و ناخوشایند به آرامی سخن گفت. به هر حال بهترین راه برای بیرون رفتن از کسادی بازار روزمرّگی همین است.
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا #کتاب#کتاب_خوانی


2

.
بازم کتابای خووووب.... مررررسی شیمای عزیزم... دوتا کتاب از خانوم #آنا_گاوالدا که دوست خوب و کتاب بازم شیما معرفیش کرده...
امیدوارم بخریمشون و بخونیمشون و لذتشو ببریممممممم... و اما کتاب ها:
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد

و... #من_او_را_دوست_داشتم
🌼🌼🦋🌼🌼 شمام میتونید عکس کتابایی که دوسش دارید بفرسیتید و حتی میتونید باهاش سلفی بگیرید و بفرستیدددددد...
.
.
پ.ن. شیمای عزیزم ممنونم... دوستت دارم...💝💝😊😊
.
#کتابگاه #کتاب_باز #کتاب #آنا_گاوالدا
#خوب_زندگی_کنیم #نویسنده #نویسندگی #کتاب_بخوانیم
#نشر #انتشارات


4

#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#مرخصی

در ارتش با یک مشت آدم گیج و خرفت رو به رو شدم. با آدمهایی زندگی می کنم که قبلا هرگز فکرش را هم نمی کردم. با آنها می خوابم، در کنار آنها حمام میکنم،با آنها غذا می خورم، حتی گاهی با آن ها دست به یکی می کنم، با آن ها ورق بازی می کنم و با وجود این، همه چیز آن ها منزجرم می کند.
مساله این نیست که من تازه به دوران رسیده و خود بگیر هستم یا چیزی شبیه به این، نه مشکل این جاست که این آدمها هیچ مایه درونی ندارند.
نمی خواهم از نداشتن حساسیت روح و جان چیزی بگویم که شبیه دشنام میشود.
می دانم خوب نمی توانم مقصودم را بیان کنم اما خودم می فهمم که چه می گویم، اگر یکی از این پسرها را روی ترازو قرار دهی، بدیهی است سنگینی شان را میبینی، اما هیچ وزنی ندارند... در آنها چیزی نیست که بتوان به آن بگویی مایه درونی. مانند اشباح می توانی دستت را از میان بدنشان بگذرانی و جز خلا هیچ نیابی، طبل های تو خالی که فقط سر و صدا دارند. آنها خودشان به تو خواهند گفت اگر فقط دستت به آنها بخورد، در گوشی می خوری. چلپ،چلپ!
در آغاز به دلیل همه ی این حالتها و حرفهای عجیب و غریب آنها خوابم نمی برد، حالا دیگر عادت کرده ام.


0

.
✳️ نام کتاب : #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
✳️ نویسنده: #آنا_گاوالدا
✳️ انتشارات قطره
✳️ تعداد صفحات: ۲۰۰ صفحه
✳️دسته بندی👈#ادبیات_داستانی
.
💠دوستانی که این کتاب رو مطالعه کردید نظرتونو راجع به این کتاب برامون بنویسید
کامنتای شما برای ما خیلی باارزشه😊📚🌹
.
. ➖➖➖➖➖➖➖➖
.
✳️ قسمت زیبایی از کتاب:
.
در همه آن روزهای تهی خود را فریب می دادم.از خواب برمی خواستم و آن قدر کار میکردم تا از حال می رفتم
مثل همیشه خوب غذا میخوردم با همکارانم به کافه می رفتم با برادرانم مثل گذشته به آسودگی می خندیدم اما کوچکترین تلنگری از سوی آنها کافی بود تا به تمامی بشکنم.
اما خودم را گول میزدم،شجاع نبودم
احمق بودم چون فکر میکردم او برمی گردد..به راستی فکر می کردم او برمی گردد.
هیچ برگشتی در کار نبود حقیقت این بود که قلب من یکشنبه شبی روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود.
.
از دوست کتابخون👈
@_fa_temeh_
.
⏪عکس کتابهایی که میخونید رو بصورت دایرکت بفرستید تا با نام خودتون در پیج قرار بگیره📖
.
. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
.
💠دوستان کتابخونِت رو تگ کن 😊📖📚
.
#کتاب #عكس #داستان #رمان #معرفی_کتاب #رمان_خارجی #رمان_ایرانی #فلسفه #روانشناسی #ادبیات #متن #من_پیش_از_تو #تهران #ایران #سیاست #شعر #ملت_عشق #عشق #کتاب_خوب #کتاب_خواندن #مطالعه #پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم
#ketab#ketab__bekhanim


5

*
چقدر خوب است که همیشه در زندگیتان کسی را داشته باشید که حتی در نبودنش هم باعث لبخندتان شود...
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
.
پ.ن: با اینکه خیلی تعریف کتاب رو شنیدم و خیلی جمله ها و پاراگراف های خوبی ازش دیدم ، اما دو بار تا حالا برداشتم که بخونمش و چند صفحه خوندم و رهاش کردم ! نمیدونم چرا جذبم نمیکنه.
* اما دوباره تلاش میکنم ... !


4

معرفی کتاب📖
آناگاوالدا، یک رمان نویس فرانسوی ست که اکثر داستان های او روایت روزمرگی زن‌های تنهایی است که حتی در جمع نیز احساس تنهایی می‌کنند. این ۱۲ داستان کوتاهی که در این کتاب هست عالین و یکی از یکی جذاب تر، قسمت هایی از داستان رو تو پست های قبلیم گذاشتم میتونید ازش لذت ببرید.
و در آخر اینکه، به نویسنده های مورد علاقه من یکی دیگه اضافه شد.😍😏
۱۳۹۷/۰۱/۱۲
#کتاب#معرفی_کتاب#الهام_دارچینیان#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #عاشقانه#زن#نشر_قطره


3

📚🍃 ❤️
از اون دست کتاب هاست ک باید خودم راجبش بگم هرکسی یه برداشت متنوع از این کتاب داشته اینو توی کامنت های مربوط بهش خوندم
این کتاب تشکیل شده از ۱۳داستان کوتاه و جذاب که پایان بازی دارند
باید در آخر هر داستان به فکر بشینی
و همین باعث شد خوندنش دوهفته طول بکشه برای من
بعضی ها دنبال لقمه آماده هستن پس این کتاب برای اون ها توصیه نمیشه
نتیجه گیریه داستان ها به پای مخاطبه
از دید من #آناگاوالدا قلمی متفاوت داره و من عاشق این کتاب شدم
و پایه و اساس تمام داستان ها عشقه
شما باید عشق رو در داستان های کوتاهش حس کنید پیدا کنید :)
خوشحالم از وقتی که برای خواندنش گذاشتم
_نوشته ی پشت جلد این کتاب : «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد»
مجموعه داستانی است که بلافاصله پس از انتشار به موفقیت بزرگ در دنیای ادبیات دست یافت.
داستان ها هم خارق العاده اند، هم گزنده و در عین حال غم انگیز، جذاب و تا اندازه ای غیر معمول.
در هر داستان، عشق همچون زندگی موضوع اساسی است، عشقی که هم دل انگیز و اسرار آمیز و هم درد آور و صدمه زنده...
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آناگاوالدا
#مینا_نوشته 📚🍃❤️


2

.
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
آنا گاوالدا
ترجمه الهام دارچینیان
انتشارات قطره

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
مجموعه داستانی که بلافاصله پس از انتشار
به موفقیت بزرگ در دنیای ادبیات دست یافت
داستانها هم خارق‌العاده‌اند؛ هم گزنده و در عین حال غم انگیز؛ جذاب و تا اندازه‌ای غیر معمول.
در هر داستان؛ عشق همچون زندگی موضوع اساسی است؛ عشقی که هم دل انگیز و اسرار آمیز و هم درد آور و صدمه زننده.

سطرهایی از متن کتاب:
وقتی به ایستگاه شرقی می‌رسم، در نهان آرزو دارم کاش کسی به انتظارم آمده باشد. احمقانه است. مادرم در این ساعت هنوز سر کار است و مارک از آن آدم‌ها نیست که برای حمل کردن چمدان من به حومه شهر بیاید، همیشه این امید بی رمق را داشته‌ام.
این بار هم دست برنداشتم، پیش از پیاده شدن از پله‌های واگن و سوار شدن به مترو، نگاه دورانی دیگری به اطراف انداختم ببینم شاید کسی باشد ... گویی در هر پله چمدان سنگین‌تر می‌شود.
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد ... به هر حال چندان پیچیده نیست.
در همه آن روزهای تهی خود را فریب
می‌دادم. از خواب بر می‌خواستم و آن قدر کار می‌کردم تا از حال می‌رفتم. مثل همیشه خوب غذا می‌خوردم، با همکارانم به کافه می‌رفتم، با برادرانم مثل گذشته به آسودگی می‌خندیدم، اما کوچکترین تلنگری از سوی آن ها کافی بود تا به تمامی بشکنم.
اما خودم را گول می‌زدم. شجاع نبودم، احمق بودم، چون فکر می‌کردم او بر می گردد. به راستی فکر می‌کردم بر می‌گردد.
هیچ برگشتی در کار نبود، حقیقت این بود که قلب من یکشنبه شبی روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود. نمی توانستم تکه‌ها را جمع و جور کنم، به این ور و آن ور می‌خوردم، به هر سو پناه
می‌بردم، هر سو که بود. سال‌هایی که پس از آن آمد و رفت هیچ تاثیری به حالم نداشت. برخی روزها تعجب می‌کردم، به خودم می‌گفتم: عجب... عجیب است... فکر می‌کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم.

#کتاب
#مطالعه
#مطالعه_بیست_صفحه_در_روز
#کمپین_مطالعه_بیست_صفحه_در_روز
#فرهنگ_مطالعه
#نشر_قطره
#داستان
#داستان_کوتاه
#ادبیات
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


0

🍃💕🌹
چقدر خوب است
که همیشه
در زندگی تان
کسی را داشته باشید
که حتی در نبودنش هم
باعث لبخندتان شود...!
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#🌠
#💗
#🙆
#🌈
#🌸
#🎈
#🌱
#📑


2

📄 #خلاصه_کتاب

مجموعه داستان «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» شامل دوازده داستان با عنوان‌های «در حال و هوای سن‌ژرمن»، «سقط جنین»، «این مرد و زن»، «اُپل تاچ»، «آمبر»، «مرخصی»، «حقیقت روز»، «نخ بخیه»، «پسر کوچولو»، «سال‌ها»، «تیک‌تاک» و «سرانجام» است... در توضیح پشت جلد آمده است: «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، مجموعه‌ داستانی است که بلافاصله پس از انتشار به موفقیت بزرگ در دنیای ادبیات دست یافت. داستان‌ها، هم خارق‌العاده‌اند، هم گزنده؛ و در عین حال غم‌انگیز، جذاب و تا اندازه‌ای غیر‌معمول هستند. در هر داستان، عشق همچون زندگی موضوع اساسی است، عشقی که هم دل‌انگیز و اسرار‌آمیز است و هم دردآور و صدمه‌زننده.» 📖 #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
🗿 #آناگاوالدا

#کتاب
#کتابخوانی_باهم
#کتابخوانی
#کتابخانه
#کتاب_خوب
#فرهنگ
#فرهنگ_مثبت
#فرهنگسازی
#کتاب_بخوانیم

#book
#book_readings
#book_reading
#reading
#readings
#think
#my_life
#تفکر
#تمدن
#مطالعه
#دانش
#شگفتی_ها
#نسل_ها
#زندگی_من
#زندگی_من_کتاب
#فراسوی_ذهن
#پیشرفت


0

✒️
.
.

#پای بند قفسـم بال و پـر بازم نیست
.
ِ
#سر گل دارم و پروانه ی پروازم نیست
.
.
#گل به لبخندومراگریه گرفته ست گلو
.
.
#چون دلم تنگ نباشدکه پربازم نیست
.
.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد

#هوشنگ_ابتهاج


43

.....✒️
.
.
#عشق مانند بیمار‌شدن است،
.
ِ نمی‌دانی
.
.
چطور اتفاق می‌افتد، عطسه
.
می‌کنی... یکهو می‌لرزی... و دیگر
.
دیر شده است... تو سرما خورده‌ای!
.
.
.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد

#آنا_گاوالدا


49

🍃🌸 شنبه های کتابی با تلاش 🌸🍃
بریم سراغ سومین کتاب: «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» مجموعه داستانی است که بلافاصله پس از انتشار به موفقیت بزرگ در دنیای ادبیات دست یافت. داستان ها هم خارق العاده اند، هم گزنده و در عین حال غم انگیز، جذاب و تا اندازه ای غیرمعمول. در هر داستان، عشق همچون زندگی موضوع اساسی است. 📚 دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشید
✒️ آنا گاوالدا
📝 الهام دارچینیان

#زندگی_بهتربسازیم
#کتاب_بخونیم
#آنا_گاوالدا
#الهام_دارچینیان
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#کتاب
#نان
#نان_تلاش


2


«دست در دست هم پاریس را زیر پا گذاشتیم. از تروکادرو تا جزیره سیته در امتداد رود سن رفتیم. بی‌خیال، شگفت‌زده. کت‌ها روی شانه و انگشت‌ها گره خورده در یکدیگر. شهرم را دوباره کشف می‌کردم. همه‌چیز رنگی از خیال داشت. نه این زندگی زندگی واقعی بود و نه آن‌جا پاریس واقعی. تازه فهمیده بودم خوشبخت که باشی، زندگی چه حال و هوایی دارد... »
عنوان كتاب از عميقترين احساسات زنانه هستش كه باعث جذابيت كتاب تو نگاه اول ميشه
هربار زندگى زنى را مرور ميكنم احساس ميكنم حداقل يه بار تو زندگيش زير لب اين جمله رو زمزمه كرده مثل پرنسس ديانا ، مرلين مورلو ، فروغ فرخزاد و ...
L'important, ce n'est pas le lieu où on se trouve, c'est l'état d'esprit dans lequel on est.
#paris#vancouver#Tehran#beauty#lovemylife#annagavalda#jevoudraisquequelquunmattendequelquepart#mua#makeupforever#makeupforeveracademyparis#mybeautyworld#parisjetaime
#تهران#پاريس#ونكوور#زيبايى#ميكاپ#ميكاپ_فوراور#ميكاپ_آرتيست#زمستان#آناگاوالدا #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


2

#در_راه... مدام پسرم از دوران تغییرات سیاسی و تلاشهای مادربزرگ و پدربزرگ و دایی و.. میپرسید.
از تغییرات ایجاد انقلاب، و از دفاع در برابر جنگ تحمیل شده.. چه کسی چه کرده بود و چه نکرده بود؟
بگذریم که برای کودکان واژه گنگ دشمن معنا ندارد. و من هم اصراری به نشان دادن تصویر سیاه و سفید ندارم... و این کار را سخت میکرد وسوالات را مسلسل وار و طاقتم را طاق .
بخصوص که به توصیه دوستان مشغول آزار روح و روان خویش بودیم با داستانهای «آنا گاواندا» #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
....... همان لحظه پیرمرد خمیده عصا به دست درحالیکه به زور گاری وسایل کهنه به درد نخورش _ حتی حس میکنم مانده در منزل خودش_ را به سختی هل میداد، جلوی رویم ظاهر شد، ذکر خدا میگفت و اجناس کهنه اش را با زبان نه چندان شیوا و هن و هن کنان، تبلیغ میکرد.
دیدنش کافی بود تا هم از فضای سوالات و دغدغه های پسرم دور شوم. و هم از فضای #گزنده داستان و دردهای فانتزی آن، وتنها همین یک درد را مرور کنم. واینکه من کجام؟؟ چه کرده ام و چه نکرده ام؟
#پیرمرد


10

خیلی اسم این کتاب رو شنیده بودم. بالاخره خوندمش. خیلی بهتر از اون چیزی بود که انتظار داشتم. لطیف . روون. دوست داشتنی.
#آناگاولدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#کتابخون


3

اينم كتاب هاي خونده شده من در بهمن ماه نودوشش. از هركدومش لذت بردم و كلي بهم خوش گذشت ولي سوگوليه اين ماه ام كه هيچ وقت فراموش نميكنمش رمان #تصرف_عدوانی نوشته #لنا_اندرشون بود. #كتاب#معرفي_كتاب #كتاب_خوب #روي_ماه_خداوند_را_ببوس #مصطفي_مستور #پستچي_چیستا_یثربی #رفتيم_بيرون_سيگار_بكشيم_هفده_سال_طول_كشيد #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #شعبده_بازيگري #رضا_كيانيان #كاليگولا#آلبر_کامو


23

.
خودم را گول می زدم، شجاع نبودم، احمق بودم، چون فکر می کردم او برمی گردد. به راستی فکر می کردم برمی گردد. هیچ برگشتی در کار نبود، حقیقت این بود که قلب من یکشنبه روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود. نمی توانستم تکه ها را جمع و جور کنم. به این ور آن ور می خوردم، به هر سو پناه می بردم، هر سو که بود. سالهایی که پس از آن آمد و رفت هیچ تاثیری به حالم نداشت. برخی روزها تعجب می کردم، به خود می گفتم: عجب… عجیب است… فکر کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم… و به جای آن که به خود تبریک بگویم از خود می پرسیدم چطور ممکن بوده، چطور می توانستم یک روز بی فکر کردن به او زندگی کنم. از همه بیشتر نامش عذابم می داد و دو یا سه تصویر مشخصی که از او در یاد داشتم همیشه همان تصاویر.

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
#نشرقطره
.
.
.
#کتابدونی #کتاب #کتابخوانی #داستان #رمان #مطالعه #معرفی_کتاب #کتابفروشی #کتابفروش #رمان_خارجی
#book #books #bookstagram #bookworm #booklover #bookish #ketabdoni #bookstore #iran #isfahan #mashhad


39

یکی از درس هایی که در مدرسه یاد گرفتم فرضیه یکی از فیلسوفان بزرگ عهد عتیق است که می گفت جایی که در آن هستیم اهمیتی ندارد، مهم این است در چه حالت روحی قرار داریم.

#آناگاوالدا _مرخصی. از مجموعه داستان #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد.
#تكه_نوشته_هاى_خواندنى #كتاب_بخوانيم #يارمهربان📚


2

«دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد»...
اما اینک دیگر فرقی نمیکند. کسی نگران حال من نیست. حتی خیابان های آشنا بعد از دیدنِ من، خاطرات را به اجبار برایم تداعی میکنند. چشم هایم به اطراف میچرخند گاهی، برای دیدنِ آنچه میدانم دیگر دیده نمیشود. اما...
کاش این امید را در جای دیگری از زندگی ام داشتم. اگر اینطور بود، حتما عملکردی بهتر از خود نشان میدادم. 📕#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
🖊️#آنا_گاوالدا


1


خودم را گول می زدم، شجاع نبودم، احمق بودم، چون فکر می کردم او برمی گردد. به راستی فکر می کردم برمی گردد. هیچ برگشتی در کار نبود، حقیقت این بود که قلب من یکشنبه روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود. نمی توانستم تکه ها را جمع و جور کنم. به این ور آن ور می خوردم، به هر سو پناه می بردم، هر سو که بود. سالهایی که پس از آن آمد و رفت هیچ تاثیری به حالم نداشت. برخی روزها تعجب می کردم، به خود می گفتم: عجب… عجیب است… فکر کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم…
عکس و متن از: @nazepayiz
📚شما میتوانید از هرجای ایران که هستید این کتاب رو از کتابیسم تهیه کنید📚
www.ketabism.com
#کتاب #کتابیسم #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #آنا_گاوالدا #الهام_دارچینیان #نشر_قطره


15

.
از خودم میپرسم با چه حالی برگردم خانه.
رو به آسمان میکنم, حتی یک ستاره هم در آسمان نیست. گریه ام بیشتر و بیشتر میشود.امیدم از همه جا نا امید شده.کاش کسی جایی منتظرم باشد...
این آرزوی زیادی ست؟!
.
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آغوش (5)
.
.
.
#نقاشی #طراحی #طرح #تصویرسازی #گرافیک #عشق #هنری #هنر #drawing #painting #illustration #sketching #love #cuddle #graphic #ART #artistic #artwork #artgallery #artcolletion #fineart #portrait #love


3

📙
خودم را گول می زدم، شجاع نبودم، احمق بودم، چون فکر می کردم او برمی گردد. به راستی فکر می کردم برمی گردد. هیچ برگشتی در کار نبود، حقیقت این بود که قلب من یکشنبه روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود. نمی توانستم تکه ها را جمع و جور کنم. به این ور آن ور می خوردم، به هر سو پناه می بردم، هر سو که بود. سالهایی که پس از آن آمد و رفت هیچ تاثیری به حالم نداشت. برخی روزها تعجب می کردم، به خود می گفتم: عجب… عجیب است… فکر کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم… و به جای آن که به خود تبریک بگویم از خود می پرسیدم چطور ممکن بوده، چطور می توانستم یک روز بی فکر کردن به او زندگی کنم. از همه بیشتر نامش عذابم می داد و دو یا سه تصویر مشخصی که از او در یاد داشتم همیشه همان تصاویر...
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد #آنا_گاوالدا #کتاب #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب #الهام_دارچینیان #نشرقطره #نشر_قطره
#instabook #book #harfeaks #canon #bestshot #bestphoto #vsco #vscoiran #iran #bookiran #ketab#ketabdoost #ketabiran


3

چقدر خوب است همیشه در زندگی‌تان کسی را داشته باشید که حتی در نبودنش هم باعث لبخندتان شود!
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
@zahra.ahmadzadeh.10 💙
#hanakia
پ.ن : یهویی که الکی الکی خوب شد :)


25

توده عکس هایش را باز کردم و جز دست‏هایم هیچ ندیدم.
صدها عکس سیاه و سفید که جز دست‏هایم هیچ نشان نمی‏دادند. دست هایم روی تارهای گیتار، دور میکروفن، در امتداد اندامم، دست‏هایم که صورتم را لمس می‏کنند، دست‏های تب آلوده ام، دست‏هایم که بوسه می‏فرستند...
دست‏هایی بلند و لاغر با رگ‏هایی چون رودخانه هایی حقیر.
آمبر با درِ بطری بازی می‏کرد، خرده نان‏ها را با دست له می‎کرد.
گفتم: همه اش همین است؟
گفت: مأیوس شدی؟
- نمی‏دانم.
- از دست‏هایت عکس گرفتم چون تنها چیز در وجود توست که تجزیه نشده، صادق است. - این طور فکر می‏کنی؟
با تکان سر تأیید کرد، بوی موهایش به مشامم رسید.
گفتم: و قلبم؟ قلبم چطور؟
لبخند زد و کمی خم شد.
با حالتی تردیدآمیز گفت: قلبت؟ قلبت تجزیه نشده؟
گفتم: باید دید...
دستش را روی دست‏هایم گذاشت، آن‏ها را نگاه کرد، گویی نخستین بار بود دست‏هایم را می‏دید.
گفت: بله، باید دید.
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد#bnv#girl#life#book#hair#heart#hand#performance#watch#eyes#smile#heart#me#hand#کتاب#آناگاوالدا
۱۳۹۶/۱۱/۴


5

در همه آن روزهای تهی خود را فریب می‌دادم. از خواب بر می‌خواستم و آن قدر کار می‌کردم تا از حال می‌رفتم.
مث همیشه خوب غذا می‌خوردم، با همکارانم به کافه می‌رفتم، با برادرانم مثل گذشته به آسودگی می‌خندیدم، اما کوچکترین تلنگری از سوی آن‌ها کافی بود تا به تمامی بشکنم.
اما خودم را گول می‌زدم. شجاع نبودم، احمق بودم، چون فکر می‌کردم او بر می‌گردد. به راستی فکر می‌کردم بر می‌گردد.
هیچ برگشتی در کار نبود، حقیقت این بود که قلب من یکشنبه شبی روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود. نمی‌توانستم تکه‌ها را جمع و جور کنم، به این ور و آن ور می‌خوردم، به هر سو پناه می‌بردم، هر سو که بود. سال هایی که پس از آن آمد و رفت هیچ تاثیری به حالم نداشت. برخی روزها تعجب می‌کردم، به خودم می‌گفتم: عجب… عجیب است… فکر می‌کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم… و به جای آن که به خود تبریک بگویم از خودم می‌پرسیدم چه طور ممکن بوده، چه طور می‌توانستم یک روز بی فکر کردن به او زندگی کنم. از همه بیش‌تر نامش عذابم می‌داد و دو یا سه تصویر مشخصی که از او در یاد داشتم. همیشه همان تصاویر.
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


7

#خرد_زنان
#آنا_گاوالدا از معروف‌ترین چهره‌های امروز رمان‌نویسی در #فرانسه است. او در یک خانواده از طبقه بالا و در حومه‌ی #پاریس متولد شده است. در مدتی که به عنوان #معلم دبیرستان مشغول به کار بود اولین مجموعه #داستان_کوتاه خود را به چاپ رساند که با استقبال منتقدان روبرو شد و همچنین یک #موفقیت_تجاری به شمار می‌رود. این مجموعه داستان با عنوان #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد، پس از فروش چشمگیر در فرانسه، به زبان‌های زیادی #ترجمه شد و شهرت جهانی را برای این نویسنده جوان به ارمغان آورد.
#رمان_کوتاه #من_او_را_دوست_داشتم، با الهام از زندگی شخصی او و شکست در زندگی مشترکش نوشته شده است. این کتاب نیز همانند اثر قبلی به فروش قابل توجهی دست پیدا کرد، به زبان‌های مختلفی ترجمه شد و زنان بسیار زیادی در سراسر دنیا با این کتاب گریستند. رمان کوتاه #۹۵_پوند_امید به‌فاصله کمی بعد از کتاب قبلی منتشر شد و گاوالدا این کتاب را برای آن دسته از دانش‌آموزانش نوشته است که قوه‌ِ یادگیری کمتری در مدرسه داشتند ولی در واقع انسان‌های فوق‌العاده‌ای بودند. موفقیت بزرگ بعدی این نویسنده با انتشار کتاب #گریز_دلپذیر رقم خورد.
#موفقیت آنا گاوالدا در زمینه‌ی رمان‌نویسی سیر صعودی متناوبی داشته است و مخاطب اصلی او عموماً #بانوان از طبقه‌های مختلف اجتماعی هستند. طرفداران گاوالدا معتقدند شخصیت‌های کتاب‌های او بسیار به انسان‌های واقعی در زندگی نزدیک هستند و درگیر موضوعاتی مشابه با دغدغه‌های روزانه، احساسی و اجتماعی خودشان هستند. این موضوع باعث انتقال حس هم‌ذات پنداری قوی به مخاطب می‌شود.
وی هم‌اکنون با دو فرزند خود در نزدیکی پاریس زندگی می‌کند و علاوه بر رمان نوشتن، در تحریریه #مجله ال (Elle) نیز مشارکت دارد. کتاب‌های دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، من او را دوست داشتم و گریز دلپذیر توسط انتشارات مختلفی در ایران به انتشار رسیده‌اند و مخاطبان زیادی هم پیدا کرده‌اند.
✍️
خوب فکر کرده ام، دچار توهم نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دستت را در خیابان بگیرم و در رستوران ببوسمت، در غیر این صورت لذتی برایم ندارد. در سنی نیستم که حوصله موش و گربه بازی داشته باشم. پس همدیگر را در جاهای دور می بینیم، هر چه دورتر بهتر.

من او را دوست داشتم/ آناگاوالدا/ الهام دارچینیان


6

گاوالدا رو کمتر از دوراس دوست دارم ولی چون دوسش دارم شما هم میتونین مستفیذ بشین.
پ.ن: مستفیذ؟ مستفیظ؟ مستفیض؟
#آنا_گاوالدا
#من_او_را_دوست_داشتم
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#گریز_دلپذیر


4

حالا به خوبی می داند که جز او کسی را دوست نداشته و هیچ کس جز او ، او را دوست نداشته . که او تنها عشقش بوده و هیچ چیز نمی تواند این را تغییر دهد ، که هلنا گذاشت او مانند شیئی دست و پا گیر و بیهوده بر زمین بیفتد و هیچ گاه کلمه ای ننوشت و دستش را دراز نکرد تا او دوباره بلند شود .

#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
#آنا_گاوالدا
—————————————
#photo #photography #canon #canongraphy #canonusa #canon5dmarkiii #1x #500px #poc #picoftheday #instagood #instashot #instalike #instadaily #oneshot #akkasi #aksiine #advertising #advertising_photography #camel #iphone6s #zippo #cafe #coffee #espresso #life #love
#mypixland


0