#گروس_عبدالملکیان

Instagram photos and videos

#گروس_عبدالملکیان#روناک#cafe#شعر#سهراب_سپهری#سیمین_بهبهانی#حافظ#art#شعر_فارسی#عزت_الله_انتظامی#isfahan#متن_ادبی#شعر_سپید#سیمین_دانشور#فریدون_مشیری#نیما_یوشیج#شهریار#شاعرانه

Hashtags #گروس_عبدالملکیان for Instagram

گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود... #گروس_عبدالملکیان


0

تنهاتر از آنم که واقعیت داشته باشم
به خیابان می روم و
ساعت ها در خودم قدم میزنم...
#گروس_عبدالملکیان
#lara_fabian
#je_taime
#i#want#my#hair#😐


12

.
.از شهر
از حاشیه
از کاغذ
بیرون افتاده ام
و ماهی مُرده ای دارد
رودخانه را با خود می برد!!
#گروس_عبدالملکیان


2

گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود... #گروس_عبدالملکیان ⛱️


0

تابوت را می بندم
و تاریکیِ تو را
از تاریکی ی جهان جدا می کنم
خودم را می زنم به آن راه
که تو نیستی
#گروس_عبدالملکیان

#عزت_الله_انتظامی
#آقای_بازیگر
#هنرمند_جاودان
@AbolHasani_ins


2

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ
ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ
ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ...
ﭼﯿﺰﯼ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲِ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ
ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ.

#گروس_عبدالملکیان#hashtseen


1

ما کاشفان کوچه های بن بستیم
حرفهای خسته ای داریم
این بار،
#پیامبری بفرست
که تنها گوش کند...
.
#گروس_عبدالملکیان .
#عکس_نوشته
@khaterat_hast


0

.
جهان از دور میز کوچکی آغاز شد
از گفتگوی دو نفر با هم
یا یک نفر با خودش...
وقتی
 که اولین سیگار را بر لب گذاشت.
اصلا
جهان از شعله ی کبریتش آغاز شد
و حالا دارد از پای هایم بالا می آید
از کمر
از سینه ام
و سیگارم را
بر لبم روشن می کند.
پک می زنم به خیابان
پک میزنم به کافه
پک می زنم به این فصل
که سرش را پائین انداخته
از لا به لای آدم ها رد می شود
نگاه کن!
ابری که بالای شهر ایستاده
روزی ست که من دود کرده ام. #گروس_عبدالملکیان
.
. #cafe #cafe #coffee #cake #chokolate #masala #masalatea #coffeetime #coffeeaddict #delicious #healthy #isfahan #esfahan #cafe_gardi #latte #art #isfahan #Italianrestaurant #isfahan_gardi #isfahan_coffeshop #Bartender #cafe☕️ #caferestaurant #espesially #esperesso #chemexcoffee #chemex #love #latteart


0

.
جهان از دور میز کوچکی آغاز شد
از گفتگوی دو نفر با هم
یا یک نفر با خودش...
وقتی
 که اولین سیگار را بر لب گذاشت.
اصلا
جهان از شعله ی کبریتش آغاز شد
و حالا دارد از پای هایم بالا می آید
از کمر
از سینه ام
و سیگارم را
بر لبم روشن می کند.
پک می زنم به خیابان
پک میزنم به کافه
پک می زنم به این فصل
که سرش را پائین انداخته
از لا به لای آدم ها رد می شود
نگاه کن!
ابری که بالای شهر ایستاده
روزی ست که من دود کرده ام. #گروس_عبدالملکیان
.
. #cafe #cafe #coffee #cake #chokolate #masala #masalatea #coffeetime #coffeeaddict #delicious #healthy #isfahan #esfahan #cafe_gardi #latte #art #isfahan #Italianrestaurant #isfahan_gardi #isfahan_coffeshop #Bartender #cafe☕️ #caferestaurant #espesially #esperesso #chemexcoffee #chemex #love #latteart


1

.
جهان از دور میز کوچکی آغاز شد
از گفتگوی دو نفر با هم
یا یک نفر با خودش...
وقتی
 که اولین سیگار را بر لب گذاشت.
اصلا
جهان از شعله ی کبریتش آغاز شد
و حالا دارد از پای هایم بالا می آید
از کمر
از سینه ام
و سیگارم را
بر لبم روشن می کند.
پک می زنم به خیابان
پک میزنم به کافه
پک می زنم به این فصل
که سرش را پائین انداخته
از لا به لای آدم ها رد می شود
نگاه کن!
ابری که بالای شهر ایستاده
روزی ست که من دود کرده ام. #گروس_عبدالملکیان
.
. #cafe #cafe #coffee #cake #chokolate #masala #masalatea #coffeetime #coffeeaddict #delicious #healthy #isfahan #esfahan #cafe_gardi #latte #art #isfahan #Italianrestaurant #isfahan_gardi #isfahan_coffeshop #Bartender #cafe☕️ #caferestaurant #espesially #esperesso #chemexcoffee #chemex #love #latteart


0

تابوت را می بندم و تاریکی تورا از تاریکی جهان جدا میکنم
#گروس_عبدالملکیان
#عزت_الله_انتظامی


2

.
.
تابوت را مي بندم
و تاريكي تو را
از تاريكي جهان جدا ميكنم
#گروس_عبدالملکیان .

عزت سينماي ايران رفت ...
.
#عزت_الله_انتظامی #تسليت #سينما
@shape.design
@garous_abdolmalekian


2

💟
.
🍃
....# amir_ asani13
.
‌اصلا
مهم نيست
تو چند ساله باشی
من همسن و سال تو هستم...
مهم نيست
خانه ات کجا باشد
برای يافتنت کافی است
چشم هايم را ببندم...
خلاصه بگويم
حالا هر قفلی که میخواهد
به درگاه خانه ات باشد
عشق پيچکی ست
که ديوار نميشناسد... #گروس_عبدالملکیان
🍃........💟
.
(متنها بدون مخاطب خاص )
.
#Nature #Rain #Sky #Flower #Kindness
#Friendship #Tree #Blossom #Spring
#Autumn


19

___________________
:
پریدن
ربطی به بال ندارد
قلب میخواهد.

#گروس_عبدالملکیان
@farfarawaay


2

صدای قلب نیست
صدای پای توست
که شب ها در سینه ام می دوی
کافی ست کمی خسته شوی
کافی ست بایستی ......
#گروس_عبدالملکیان


16

فرصتی نمانده است..
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا..
یا من تو را می کشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
همین چند سطر ...
دنیا..به همین چند سطر رسیده..
یا اینکه..
کوچک بماند بهتر است.

به دنیا نیاید بهتر است.

#گروس_عبدالملکیان


3

####
‌ ‌ این هم کاری از آقا ایرمان ۶ ساله که پدرش را نقاشی کرده است. من که لذت بردم. بعضی وقت‌ها بچه‌ها پیکاسوی زمانه‌ی خودشان هستند. کارهای دیگری هم دارد که بعدن سر فرصت از این آقا کوچولو خواهم آورد.

#ویس_دوستی
#کاظم_کریمیان
#فرامرز_سه_دهی
#پوران_فرخزاد
#سیمین_بهبهانی
#نشر_ماه_باران
#محمدعلی_شکیبایی
#شعر
#غزل
#شعر_نو
#شعر_کلاسیک
#شعر_پارسی
#شعر_فارسی
#عاشقانه
#ادبیات_معاصر
#شاعران_پارسی
#غزل_فارسی
#غزلسرایان
#شاعر
#شاعرانه
#دل‌نوشته‌ها
#شعرسپید
#رباعی
#تآتر_سینما
#شعرعاشقانه
#شعر_کوتاه
#ترانه
#علی‌باباچاهی
#گروس_عبدالملکیان


2

به سلامتیِ هر چیز که دارد تمام می شود
به سلامتیِ آتش
که از سوختن می رقصد
به سلامتیِ زخم
که پوست را زنده کرده است
به سلامتىِ رنج
که قرن هاست خودش را تحمل مى كند

#گروس_عبدالملکیان


0

بسته های جدید خودکارهای ۱.۶ رنگی رسید... دوستانی که سری قبل خودکار بهشون نرسیده بود الان درخدمتیم...مژده اینکه رنگ طلایی هم داریم البته رنگ طلایی بعد از ثبت سفارش کمی زمان می بره تا به دستتون برسه🌷🌷🌷🌷
.

#خودکار_رنگی #رنگی_رنگی🌈 #گروس_عبدالملکیان


4

.
آخرین پرنده را هم رها کرده ام....
.
اما هنوز غمگینم .....
.
چیزی
در این قفسِ خالی هست که آزاد نمی شود ....
.
.
.
#گروس_عبدالملکیان
.
.
.
. .
.
#متن_کوتاه
#شعر_گرافی
#شعر_کوتاه


1

سلام حالتون چطوره دوستان 😊
امروز روز سیزدهمه و دیگه فست نداشتیم چون امکانش نبود ، صبحانه خونه مادرشوهر جان دوتا تخم مرغ نیمرو و پنیر فتا همراه گوجه خیار نون هم برای من نیست ها ، ناهار ران مرغ از غذای مراسمی که رفته بودیم همراه سبزی خوردن و روغن محلی و خیار کلا غذای امروزم نهصد کالری بیشتر نبود ولی گرسنه هم نیستم ، اون تصویر هم مزرعه های برنج چمپای خوزستان بود که انگار بوی برنج تازه دم همه جا پیچیده بود منم اصلا هوس برنج نکردما 😌😌😌🌹🌹🌹🌹🌹
اصلا
مهم نيست
تو چند ساله باشی
من همسن و سال تو هستم...
مهم نيست
خانه ات کجا باشد
برای يافتنت کافی است
چشم هايم را ببندم...
خلاصه بگويم
حالا هر قفلی که میخواهد
به درگاه خانه ات باشد
عشق پيچکی ست
که ديوار نميشناسد... #گروس_عبدالملکیان
#کتوژنیک


3

.
زیر این گنبد، آن شب کسی
"جای کلمات را در تاریکی عوض کرده بود"
و کلمات در مرخصی خورشید، چه تهی بودند
آن شب، زیر این گنبد، کسی
همه‌ی قانون‌های جهان را عوض کرده بود
و کلمات دیگر با من قدم نمی‌زدند
زیر این گنبد، آن شب
حتی آتش هم دیوانه شد
حتی ستاره هم به جنون رفت
و ما در خلا زندگی کردیم
زیرا که فهمیدیم چه بیهوده دنیا را این همه جدی گرفته‌ایم....
.
.
☄️ شب زیبای بارش شهابسنگی/ ۱۹ مرداد
🌟 اثر دوست عزیز و هنرمند امیر یوسفی
🌟 سفر عکاسانه به استان اصفهان/ روستای اشین
.
.
.
.
The Perseid meteor shower
Ashin Ancient Village / Esfehan
August 13, 2018
.
Photo by dear @amiryou3fi
.
.
#perseidmeteorshower #perseids #perseidsmeteorshower #perseid #2018 #sky #nightphotography #nightsky #skyphotography #starrynight #comet #naturephotography #tabiatgardi #irangardi #instalike #traveliran #travelwithshima
#آسمان_شب #آسمان #ستاره #شهاب_باران #برساوشی #شهابسنگ #نجوم #گروس_عبدالملکیان #طبیعتگردی #ایرانگردی #ایران_را_باید_دید #سفرباشیما #سفر_با_شیما


10

✒️ـــــ
کدام پل در کجای جهان شکسته است
که هیچ کس به خانه اش نمیرسد ..!؟ #گروس_عبدالملکیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#شعر
#متن_زیبا
#خوشنویسی
#نستعلیق
#خودکار_بیک
#کالیگرافی
#تحریری
#گرافیک
#خط_خودکاری
#خط_و_خودکار
#عباس_آرایی


15

یک لحظه خواستم
چون كودكى كه ناشيانه دست در آتش فرو بَرَد
خواستم تو را

آن سطرها گذشت و
حالا
اين پيرىِ مدام
مرگ را زيبا كرده است
آنقدر
كه كوهِ كنارِ خانه ام
حتى اگر آتشفشان كند
از ايوان و غروب و قهوه اى كه تازه ريخته ام
نخواهم گذشت
*
من كه با ماه 
از پنجره ات مى آمدم
روزهاست
پشت پيغامگير 
گير كرده ام
*
درديست
درديست
درديست
خونت جوان بماند و
پايت پير شود 
#گروس_عبدالملکیان 
از كتاب: سطرها در تاريكى جا عوض مى كنند


1

دختران شهر
به روستا فكر مى كنند؛
دختران روستا،
در آرزوى شهر مى ميرند!
مردان كوچك
به آسايش مردان بزرگ فكر مى كنند...
مردان بزرگ
در آرزوى آسايش مردان كوچك مى ميرند!
كدام پُل در كجاى جهان،
شكسته است كه هيچكس،
به خانه اش نمى رسد...!
.
#گروس_عبدالملکیان
.
عكس #زیبا از روستاى #داماش از:
@anbooh . .
——————————————
.
#رشت #گیلان #عکس #تصوير #عکاس #عکاسی #عکاسی_شهری #عکاسی_طبیعت #رشت_را_باید_دید _دید #گیلان_را_باید_دید #شهرباران #شهرغذا #رشت_شهر_خلاق_خوراک_شناسی_یونسکو #rasht #gilan #raincity #foodcity #photo #picture #photographer #photography #cityphotography #naturephotography .
——————————————
.
#rashtpics #gilanfood #damash #nature


3

.
خزر همینطور که ملافه را به خودش می پیچید،
به نقشه ی روی دیوار خیره بود
گفت: " می دونی گروس؟
احساس میکنم این مرز ،
خطیه که دورِ یه جسد کشیدن...!
.
.

#گروس_عبدالملکیان
#دریای_خزر
#دریای_کاسپین


0

ℳσみムℳℳムの:
اگر میخواهی از حالِ من بدانی
سخت نیست!
تَصور کسی را که
هر روز چَند بار،
و هر‌ بار چَند ساعَت،
روبرویِ پنجره می ایستد
و کسی که نیست را به خاطِر می آورد
کسی که نیست
کسی که هست را
از پای در می آورد...! #گروس_عبدالملکیان
🍃🌹🍃


0

.
دختران شهر
به روستا فکر می‌کنند ؛
دختران روستا ،
در آرزوی شهر میمیرند !

مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر می‌کنند ...
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک میمیرند !

کدام پُل در کجای جهان ،
شکسته است که هیچکس
به خانه‌اش نمی‌رسد ...!
.
#گروس_عبدالملکیان 🏡
.
.
.
.

#طبيعت #طبيعتگردي #کمپ #مازندران #عکاسی #عشق #سفر #همسفر #عکاسی_طبيعت #nillshot
#landscapephotography #camping #photography #nature #love


3

دختران شهر
به روستا فکر می کنند

دختران روستا در آرزوی شهر می میرند

مردان کوچک

به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند

مردان بزرگ

در آرزوی آرامش مردان کوچک

می میرند

کدام پل

در کجای جهان

شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد!

#گروس_عبدالملکیان


0

‌‌‌
موسیقی عجیبی ست مرگ
بلند می شوی
و چنان آرام و نرم می رقصی
که دیگر هیچکس تو را نمی بیند.

#گروس_عبدالملکیان

#بیوگرافی #عشق #تنهایی #عاشقانه #دلواپسی #لیلی #شادی #خندهای_گیج
#فریاد #پرهیاهو #دلنوشته #موزیک_روز #ممنوعه #محرمانه #یواشکی #دوستی #دلتنگی #کتاب #متن #عکس #آرزو ..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#بیوگرافی
@biwgrathy


2

خزر همینطور که ملافه را به خودش می پیچید،
به نقشه ی روی دیوار خیره بود
گفت: " می دونی گروس؟
احساس میکنم این مرز
خطیه که دورِ یه جسد کشیدن." #گروس_عبدالملکیان


1

.
خزر همینطور که ملافه را به خودش می پیچید،
به نقشه ی روی دیوار خیره بود
گفت: " می دونی گروس؟
احساس میکنم این مرز ،
خطیه که دورِ یه جسد کشیدن .

#گروس_عبدالملکیان
📕 #حفره_ها


0

فراموش کن مسلسل را
مرگ را
و به ماجرای زنبوری بیندیش
که در میانه میدان مین
به جستجوی شاخه گلی ست ...⚘ #گروس_عبدالملکیان
#چهل_گیس #شعر #ادبیات #کتاب_بخونیم


1

.
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود... #گروس_عبدالملکیان
.
#تلگرام
@chaame


1

.
گفتند چیزی نیست
چیزی نیست
من اما طوری تنها بودم
که ماندنم همه را تنها می کرد
#گروس_عبدالملکیان


2

####
‌ ۵۶ سال قبل در چنین روزی مریلین مونرو چهره افسانه‌ایی هالیوود و جذاب‌ترین زن قرن بیستم در سن ۳۶ سالگی (به گفته پلیس آمریکا) دست به خودکشی زد و به زندگی خود پایان داد ... نقش کاخ سفید در مرگ مریلین مونرو

نام اصلی مریلین مونرو ( نورما جین بکر) بود در سال‌های دهه ۵۰ در قرن بیستم به چهره افسانه‌ایی هالیوود و به نمادی از سکس و زیبایی کمال مطلوب زن در دنیای غرب تبدیل شد. او از یک سو تلاش می‌کرد این تصور عمومی را بازتولید کند و از سوی دیگر علاقمند بود مردم با شخصیت واقعی‌اش آشنا شوند.
امشب با هم نگاهی به پرونده خودکشی و شایعات پیرامون قتل او توسط مافیا و سرویس امنیتی آمریکا خواهیم داشت
با ما همراه باشید ... ( مرگ مریلین مونرو ، قتل یا خودکشی )

لویس بنر، استاد تاریخ مطالعات زنان در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در ژوییه ۲۰۱۲ در آمریکا که به مناسبت پنجاهمین سالگرد مرگ این بازیگر منتشر کرد بنام شور و تضاد است. او ده سال را صرف تحقیق، جمع‌آوری مطالب و نوشتن کتاب کرده است. با اینکه کتاب‌های متعددی در مورد مونرو در ۵ دهه گذشته منتشر شده ولی اغلب این کتاب‌ها نگاهی سطحی و ساده به شخصیت مونرو داشته‌اند و کتاب لویس بنر به درونمایه چند گانه و چند وجهی شخصیت مرلین پرداخته است.

مریلین مونرو از بیماری اختلال دوقطبی رنج می‌برد. گاهی دچار افسردگی شدید بود و گاهی شاد و خوشحال بود. مونرو پس از دوران افت و افسردگی دوباره خود را باز می‌یافته و به سیکل شیدایی و شکوفایی می‌رسیده و می‌توانسته کارهایش را سروسامان دهد. از زاویه تاریخی بسیاری از زنان و مردان پر آوازه هنرمند از فرمی از اختلال دو قطبی رنج می‌بردند، برای مثال ویرجینیا ولف نیز دچار چنین حالتی بود. با دقت در مورد زندگی‌نامه‌هایی که در مورد فروغ فرخزاد نوشته شده، علائمی از همین سیکل افسردگی و شیدایی در او نیز دیده می‌شود. علاوه بر آن مریلین مونرو از لکنت زبان نیز رنج می‌برده، در موقع فیلم‌برداری اگر دچار لکنت می‌شد، دوباره می‌بایست صحنه را تکرار کنند.

پانتآ بهرامی (روزنامه نگار) BBC

متن کامل را می‌توانید از کانال رسمی خودم در تلگرام که لینک آن در بخش توضیحات پروفایل هم قرار گرفته، بخوانید.

#پوران_فرخزاد
#سیمین_بهبهانی
#نشر_ماه_باران
#محمدعلی_شکیبایی
#شعر
#غزل
#شعر_نو
#شعر_کلاسیک
#شعر_پارسی
#شعر_فارسی
#عاشقانه
#ادبیات_معاصر
#شاعران_پارسی
#غزل_فارسی
#غزلسرایان
#شاعر
#شاعرانه
#دل‌نوشته‌ها
#شعرسپید
#رباعی
#تآتر_سینما
#شعرعاشقانه
#شعر_کوتاه
#ترانه
#علی‌باباچاهی
#گروس_عبدالملکیان
#کانال_مخفیگاه
#کاظم_کریمیان


9

احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
ازپا در می آورد
#گروس_عبدالملکیان
#عکاسی #عکس #عکاس #فتوشاپ #هنر
#هنرمند #هنردوستان #ژست


7

موهایت را بباف؛

بگذار جهان دوباره آرام بگیرد …! #گروس_عبدالملکیان


0

.
تنهاتر از آنم
که واقعیت داشته باشم
به خیابان می روم
و ساعتها در خودم قدم می زنم...
.
#گروس_عبدالملکیان
#شب
#قدم_زدن


0

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ
ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ
ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ...
ﭼﯿﺰﯼ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲِ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ
ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ.

#گروس_عبدالملکیان
Photo by:@hanixsl


52

💫
هر نُتی که از عشق سخن بگوید
زیباست
حالا
سمفونی پنجم بتهوون باشد
یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
.

#گروس_عبدالملکیان
.#tabrizphilarmonicorchestra


21

#خزر
خورشیدِ روزهای رفتگی!
تاریکی، از نبودنت نَشت می کند به اتاق،
پلک میزنم
و کاسه ى چشمانم با اولین قطره پر میشود
کبریت می کشم!

فسیلِ پنج انگشت
افتاده بر فسیلِ گیسوانی آشفته
افتاده بر دیواره ی غار.
انگار
مردی از قرن ها قبل
بر موی زنی در قرن ها بعد دست می کشد
زمان
بر دیواره ی غار شکست خورده است
و باد... کبریت میکشم!

کتیبه ها در آتش عرق کرده اند
و گل ها از درد بر دیوار
سایه های برجسته میاندازند.
شیرها که در ایوان قدم می زدند
برای ابد به سَر ستون ها گریختند.
آتش
هر چه روشنتر
خاموشتر میکرد... کبریت میکشم!

آخرین چشم ها را درآورده
و چشم ها به هم خیره اند
چشم ها با هم حرف می زنند
و کرمان
با آن همه چشم
نمیتواند گریه کند

کبریت میکشم!

خون می پاشد به کاشی ها
می چرخد در پاشویه
می رود به لوله ی رگ ها...
زنده می شود حمام!
بلند می شود
مشت می کوبد بر کاشیان
خون می پاشد به شعله ی کبریت... کبریت میکشم!
تاریک روشن است،
قندیل ها، انگشت های زمستانند بر گلوی درختان
تاریک روشن است
و بوته ای لابه لای درخت ها یخ زده
بوته ای که حرف می زد، راه می رفت،تفنگ می کشید
و آنقدر پرنده در سر داشت
که جنگل صدایش میکردند... کبریت میکشم!

سیاهکل
سیاهتر از آن بود که روشن شود

کبریت میکشم!
کبریت میکشم!
کبریت میکشم!... خزر، سیگارش را با آن روشن می کند!
خزر که آن روز آمده بود...
خزر که ریخته بود
خزر که در فنجان ها
خزر که در چشم ها
خزر که بر آستین ها...
خزر که شور
که شوریده
خزر که شوره زده بر لباسِ این همه سال.
خزر در خیابان
خزر با خیابان
خزر با موهایی از خزه
خزر با موهایی از لجن
خزرکه ماهی شد که می لغزید از ماشین به ماشین
خزر که می خشکید از اتاق به اتاق.
خزر با خیابان
خزر با موهای مشکیِ بُلند
خزر
با موهای روسیِ بلُند "بلند شو دیگه خزر
تا کسی نیومده از اتاق برو بیرون!"
خزر همینطور که ملافه را به خودش می پیچید،
به نقشه ی روی دیوار خیره بود
گفت: " می دونی گروس؟
احساس میکنم این مرز
خطیه که دورِ یه جسد کشیدن."
بعد بلند شد وُ رفت تو حموم
همون جا پشت در وایساد
همون جا پشت در،
صدای موج می اومد... از كتابِ حفره ها

@garous_abdolmalekian
#گروس_عبدالملکیان
#گربه_هفت_هزار_ساله


4

پرواز هم دیگر
رویای آن پرنده نبود
دانه دانه پرهایش را چید
تا بر این بالش
خواب دیگری ببیند.

#گروس_عبدالملکیان
#مهر
#pigeons


0

.
خورشیدِ روزهای رفتگی
تاریکی، از نبودنت نَشت می کند به اتاق،
پلک میزنم
و کاسه ى چشمانم با اولین قطره پر میشود .
کبریت می کشم
.
فسیلِ پنج انگشت
افتاده بر فسیلِ گیسوانی آشفته
افتاده بر دیواره ی غار.
انگار
مردی از قرن ها قبل
بر موی زنی در قرن ها بعد دست می کشد
زمان
بر دیواره ی غار شکست خورده است
و باد...
.
کبریت میکشم
.
کتیبه ها در آتش عرق کرده اند
و گل ها از درد بر دیوار
سایه های برجسته میاندازند.
شیرها که در ایوان قدم می زدند
برای ابد به سَر ستون ها گریختند.
آتش
هر چه روشنتر
خاموشتر میکرد...
.
کبریت میکشم
.
آخرین چشم ها را درآورده
و چشم ها به هم خیره اند
چشم ها با هم حرف می زنند
و کرمان
با آن همه چشم
نمیتواند گریه کند
.
کبریت میکشم
.
خون می پاشد به کاشی ها
می چرخد در پاشویه
می رود به لوله ی رگ ها...
زنده می شود حمام!
بلند می شود
مشت می کوبد بر کاشیان
خون می پاشد به شعله ی کبریت... .
کبریت میکشم .
تاریک روشن است،
قندیل ها، انگشت های زمستانند بر گلوی درختان
تاریک روشن است
و بوته ای لابه لای درخت ها یخ زده
بوته ای که حرف می زد، راه می رفت،تفنگ می کشید
و آنقدر پرنده در سر داشت
که جنگل صدایش میکردند...
.
کبریت میکشم
.
سیاهکل
سیاهتر از آن بود که روشن شود
.
کبریت میکشم!
کبریت میکشم!
کبریت میکشم!...
.
خزر، سیگارش را با آن روشن می کند!
خزر که آن روز آمده بود...
خزر که ریخته بود
خزر که در فنجان ها
خزر که در چشم ها
خزر که بر آستین ها...
خزر که شور
که شوریده
خزر که شوره زده بر لباسِ این همه سال.
خزر در خیابان
خزر با خیابان
خزر با موهایی از خزه
خزر با موهایی از لجن
خزرکه ماهی شد که می لغزید از ماشین به ماشین
خزر که می خشکید از اتاق به اتاق.
خزر با خیابان
خزر با موهای مشکیِ بُلند
خزر
با موهای روسیِ بلُند
.
"بلند شو دیگه خزر
تا کسی نیومده از اتاق برو بیرون!"
خزر همینطور که ملافه را به خودش می پیچید،
به نقشه ی روی دیوار خیره بود
گفت: " می دونی گروس؟
احساس میکنم این مرز
خطیه که دورِ یه جسد کشیدن."
بعد بلند شد وُ رفت تو حموم
همون جا پشت در وایساد
همون جا پشت در،
صدای موج می اومد...
.
#گروس_عبدالملکیان


6

─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─ ─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
کاش یکی هم پیدا می‌شد
کارش فقط شنیدن بود
هی برایش حرف میزدیم
هی گوش می‌کرد
و آخر کار
می زد روی شانه مان و
می گفت
انصاف نیست!
اینها همه مال شما باشد
بر میداشت و می رفت
یک عالمه رازمگورا
حرف نگفته را
دل مشغولی را....
#گوش_شنوا
#حرف_ناگفته
#راز_مگو
#دل_مشغولی
#درد_دل
#روناک
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
قانعم کرده بودی
به دوری و دوستی
نگفته بودی
دوری و فراموشی!!!!
.
#روناک ...............#دوری
#فراموشی ............#دوستی
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
گره زدم
رج‌ به رج
یکی به نیت تو
یکی خودم
نمی دانم
نحسی این بهارهای بی تو
به در می‌شود
یا نه؟!!!
.
#روناک......#بهار#سیزده_به_در
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
چند بهار دیگر سبز شود
چند خزان دیگر زرد شود
چند چروک دیگر بنشیند بر این رخسار زرد
چند موی سپید دیگر جا خوش کند
در این گندمزار در آسیاب سپید نشده
خانه ات آباد!
بگو چند؟!
بگو که خوب می دانی
اینجا هیچ‌سالی بی تو
تحویل نمی شود!!!
.
#روناک#بهار#بی_تو#خزان#نبودن_تو
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
باز می گردی
به خیالم شاید
یکی از همین شب هایی که
تنها
من هستم و فنجان قهوه هایی که
تعبیر فالشان
درخت تکیده ای است که
به ثمر مینشیند.
.
#روناک #بر_میگردی #فال#خیال_تو
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
به خیالت مرا رها کرده ای
چه میدانی که در خیالم
خیابانی را نمانده
که با تو گز نکرده باشم!!!
.
#روناک#خیال #خیال_تو #خیابان
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
جدی بگیرید!
این آدم ها را که مثل کوه اند
این آدم هایی که
دلخوری‌هایشان می‌شود بغض
و می‌شکند در خلوت خودشان
این ها که تمام زورشان را میزنند
تا همه جوره خوب باشند
اینها را جدی بگیرید
اینها همیشگی نیستند
روزی سرریز می‌شوند
زورشان تمام می‌شود
می برند
می روند و دیگر
پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند!!!
.
#روناک
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
مادر بزرگم که رفت
گویی تمام کودکی ام
در میان دست های چروکیده اش
دفن شد!!!
.
#روناک..............#مادر بزرگ
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
برای با تو بودن
چیز زیادی نمی خواهم
یک خودم باشد
با خیالی جمع که تورا
واضح ترسیم کند
کافی است!!!!!
.
#روناک .............#با_تو
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
برف میبارد و من
نمیدانم که تو
سپیدی کدام خاطره را دوره میکنی...
.
#روناک ............. #برف
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*
هرانچه که تاوان دادی تا
بفهمی و یادبگیری اش را
قاب کن ،بیاویز به دیوار دلت
زخم روی زخم خوب شدنی
نیست که نیست ...
.
#روناک
*
─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─ @ronak.karimii ─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─
*


4

.
.

چیزی در من میمیرد
هر قدر زندگی میکنم .
۰
۰

آخرین پرنده را هم رها کردم
اما هنوز غمگینم
چیزی در این قفس خالیست
که آزاد نمی شود ... ۰
۰
#گروس_عبدالملکیان


0

و درد که این بار پیش از زخم آمده بود آنقدر در خانه ماند که خواهرم شد با چرک پرده ها با چروک پیشانی دیوار کنار آمدیم و تن دادیم به تیک تاک عقربه هایی که تکه تکه مان کردند پس زندگی همین قدر بود ؟ انگشت اشاره ای به دوردست ؟ برفی که سال ها بیاید و ننشیند ؟ و عمر که هر شب از دری مخفی می آید با چاقویی کند ... ماه شاهد این تاریکی ست و ماه دهان زنی زیباست که در چهارده شب حرفش را کامل می کند ،در من صدای تبر می آید. آه ، انارهای سیاه نخوردنی بر شاخه های کاج وقتی که چارفصل به دورم می رقصیدند رفتارتان چقدر شبیهم بود در من فریادهای درختی ست خسته از میوه های تکراری من ماهی خسته از آبم تن می دهم به تو تور عروسی غمگین تن می دهم به علامت سوال بزرگی که در دهانم گیر کرده است. پس روزهایمان همین قدر بود؟ و زندگی آنقدر کوچک شد تا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم.#گروس_عبدالملکیان


0

هوا

که پیرهن پوشیده
هوا

که میز صبحانه را می چیند
هوا

که گوش می دهد به شعرهام
هوا

که لب بر لبم می گذارد
هوا

که داغم می کند
هوا

که هوایی ام کرده
هوا

که حواسش نبود، این شعر است
و از پنجره بیرون رفت#گروس_عبدالملکیان#هوا


24

فرصتی نمانده است

بیا همدیگر را بغل کنیم

فردا

یا من تو را می کشم

یا تو چاقو را در آب خواهی شست
همین چند سطر

دنیا به همین چند سطر رسیده است

به اینکه انسان

کوچک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است
اصلاً

این فیلم را به عقب برگردان

آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین

پلنگی شود

که می دود در دشت ها ی دور

آن قدر که عصاها

پیاده به جنگل برگردند

و پرندگان

دوباره بر زمین ... زمین ... نه !

به عقب تر برگرد

بگذار خدا

دوباره دست هایش را بشوید

در آینه بنگرد

شاید

تصمیم دیگری گرفت#گروس_عبدالملکیان#فلاش بک


24

حالا که رفته ای، بیا

بیا برویم

بعد مرگت قدمی بزنیم

ماه را بیاوریم

و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم
بعد

موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار

بعد

موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار

بعد

موهایت را از روی لب هایت…
لعنتی

دستم از خواب بیرون مانده است.#گروس_عبدالملکیان


11