#گروس_عبدالملکیان

Instagram photos and videos

#فریدون_مشیری#گروس_عبدالملکیان#لیلا_کردبچه#سیمین_بهبهانی#اخوان_ثالث#حافظ#سعدی#خیام#صائب_تبریزی#سهراب_سپهری#فروغ_فرخزاد#هوشنگ_ابتهاج#احمد_شاملو#حمید_مصدق#شهریار#قیصر_امین_پور

Hashtags #گروس_عبدالملکیان for Instagram

.
این فیلم را به عقب برگردان
آن‌قدر که پالتوی پوستِ پشتِ ویترین
پلنگی شود
که می‌دود در دشت‌های دور

آن‌قدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان
دوباره بر زمین ... زمین ...؟ نه !
به عقب‌تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست‌هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت

#گروس_عبدالملکیان
#شاعر


0

می ریزم
ریز
ریز
ریز
چون برف که هرگز هیچ کس ندانست تکه های خودکشی یک ابر است...❄ #گروس_عبدالملکیان
#عکس #عکاس #عکاسی #photography  #camera  #حس_خوب #صدای_بیصدا


0

.
باران باشد

تو باشی

و یک خیابان بی انتها،

به دنیا می گویم:

خداحافظ!

#گروس_عبدالملکیان
#شاعر


0

شخصیت‌هایی در من‌اند
که با برف‌ها آب می‌شوند
با رودها می‌روند
و سال‌ها بعد
در من می‌بارند

شخصیت‌هایی در من‌اند
که در گوشه‌ای نشسته‌اند
و مثل مرگ با هیچ‌کس حرف نمی‌زنند

شخصیت‌هایی در من‌اند
که دارند دیر می‌شوند
دارند پایین می‌روند
دارند غروب می‌کنند
و آن یکی هم نشسته است
رو‌به‌روی این غروب،
چای می‌خورد

شخصیت‌هایی در من‌اند
که همدیگر را زخمی می‌کنند
همدیگر را می‌کُشند
همدیگر را در خرابه‌های روحم
خاک می‌کنند

من امّا
با تمامِ شخصیت‌هایم
دوستت دارم.

#گروس_عبدالملکیان

#هزار_و_یک_تو #نویسنده و #کارگردان #السا_فیروزآذر #دی و #بهمن #عمارت #نوفل_لوشاتو


4

∆∆∆∆∆∆∆∆∆
یادداشتی بر فیلم « بمب، یک عاشقانه » دومین ساخته پیمان معادی

داستان فیلم در سال‌های دهه ۶۰ اتفاق می‌افتد، اوج موشک باران تهران!  ایرج (پیمان معادی) و میترا (لیلا حاتمی) زوج جوانی که رابطه‌شان آنقدر سرد و تیره شده که برای نجات جان خود به پناهگاه نمی‌روند چون چیزی برای از دست دادن ندارند. صحنه‌های حمله هوایی، دلخراش و نفسگیر است و به نظرم برای همه کسانی که کودکی‌شان طی سال‌های جنگ سپری شده، بازخوانی عینی از هراسی است که پس ذهن کودکی جامانده؛ جایی که « آنها » با موشک‌ها و بمب‌ها و تانک‌هایشان هنوز در حال جنگ هستند و زن‌ها و بچه‌ها مستمر و بی‌صدا شیون می‌کنند. فراسوی ذهن بچه‌های جنگ، مرگ و ناامنی است؛ قلب‌هایی که تاراج رفته و شادی‌ای که غارت شده!

یک نکته در روایت‌های چندجانبه فیلم این است که نمادهای هویت انسانی در هر شرایط و از هر تنگنایی راه خودش را پیدا می‌کند، مثل عشق! درست زمانی که رابطه ایرج و میترا رو به سردی است، سعید پسر نوجوانی که در همان آپارتمان زندگی می‌کند و از قضا شاگرد ایرج هم هست در همین شب‌های هجوم و وحشت، دارد عاشق سمانه دختر همسایه می‌شود...! پرداخت این عشق آنقدر ظریف و لطیف است که وقتی سعید سر نماز دعا می‌کند که صدام هر شب حمله کند تا او بتواند سمانه را در زیرزمین ببیند، مخاطب با این حس همسو می‌شود. درست شبیه سبزیِ نحیفِ جوانه‌ی برآمده از تیرگی آسفالت کهنه و تکه تکه!

معادی همانقدر که در بازنمایی این رابطه موفق عمل کرده است، در پرداخت روابط شخصی ایرج و میترا می‌لنگد طوری که انگار بیننده حق وارد شدن به این حریم را ندارد و بالطبع نمی‌تواند احساس مشترک آنها را بخوبی درک کند و این مساله اگر بازی خوب لیلا حاتمی در القای حس و همچنین موسیقی بی‌نظیر النی کاریندرو که برای نخستین بار موسیقی یک فیلم از سینمای ایران را ساخته، در ایجاد فضای بغض و غم نبود، می‌توانست ضعف اساسی فیلم محسوب شود.

معصومه موسیوند

#معصومه_موسیوند #محمدعلی_شکیبایی #علی‌باباچاهی #گروس_عبدالملکیان #ترانه #نقاشی #شعرعاشقانه #تآتر_سینما #رباعی #بهروز_وثوقی #دل‌نوشته‌ها #شاعرانه #غزلسرایان #غزل_فارسی #شاعر #فرامرز_اصلانی #ادبیات_معاصر #عاشقانه #اسفندیار_منفردزاده #بابک_امینی #شعر_نو #غزل #سیمین_بهبهانی #نشر_ماه_باران #ترانه #افشین_یدالهی #مهران_مدیری #فرامرز_سه_دهی #محمد_شمس #کاظم_کریمیان #ایرج_جنتی_عطایی


3

.
🎵#greenfield
🎵#brothers_four
من اما
بر تپه ای نشسته ام
بهمن کوچک دود میکنم
#گروس_عبدالملکیان


0

∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆
‍ باشد که دوباره برگردیم
به این خراب‌آباد
به این شهر دود گرفته
که برای نفس کشیدن هم باید پول خرج کرد
پس ای یار حواس‌ات به نشانه‌ها باشد
باشد که دوباره برگردیم
این همه آشغال و زباله در جوی‌های آب
خودش نشانه‌ای است
این همه کثافت تبلیغات بر در و دیوارها
خودش نشانه است
راه ما به سوی شمال است
ستاره شمال را یادت نرود
دست از نگاه‌های دریده بردار
از آدم‌هایی که شیفته‌ی ظاهر و سطح‌اند
فروغ گفته بود
به لطافت فواره آب نگاه می‌کنند
اما پایش بیفتد برای هیچ و پوچ خرخره‌ات را پاره می‌کنند
حالا بیا ثابت کن که تو بی‌گناه‌ترین
معصوم‌ترینی
به زن و خانه و دختر کوچک‌ات هم رحم نمی‌کنند
به حاشیه‌های شمال شهر رسیده‌ایم
به سوی کوه‌های برف گرفته می‌رویم
نشانه‌ی این تابلو مسخره راهنمایی را به یاد بسپار
که سطح رویش زنگ زده
و این جاده‌های یخ زده که قاتل آدم‌هاست
با این شیب جهنمی و دره عمیق کنارش
خدا را شکر که داریم از این گنداب کم کم بیرون می‌رویم
ببین از دهانمان بخار بلند می‌شود
دست سردت را در دست گرم‌ام بگذار
راه زیادی نمانده است
می‌خواهیم بار دیگر
این غول خفته
آتشفشان دماوند را بیدار کنیم.

رضا چایچی

#رضا_چایچی #محمدعلی_شکیبایی #علی‌باباچاهی #گروس_عبدالملکیان #ترانه #نقاشی #شعرعاشقانه #تآتر_سینما #رباعی #بهروز_وثوقی #دل‌نوشته‌ها #شاعرانه #غزلسرایان #غزل_فارسی #شاعر #فرامرز_اصلانی #ادبیات_معاصر #عاشقانه #اسفندیار_منفردزاده #بابک_امینی #شعر_نو #غزل #سیمین_بهبهانی #نشر_ماه_باران #ترانه #افشین_یدالهی #مهران_مدیری #فرامرز_سه_دهی #محمد_شمس #کاظم_کریمیان #ایرج_جنتی_عطایی


2


ما
کاشفان کوچه‌های بن‌بستیم
حرف‌های خسته‌ای داریم ..
#گروس_عبدالملکیان
.
عکس : @amin_rajabi67


4

کارگاه شعر استاد نازنینم #گروس_عبدالملکیان رو ماه هاست که شرکت میکنم

بعد از دبیرستان و اوایل دوره لیسانس، این علاقه مهم و بخشی از وجودم رو گذاشته بودم کنار، همینه که دوستان کمتر قدیمی تعجب می‌کنند که تو این همه سر شلوغی، من کجا، شاعری کجا

اینبار اما تو این بخش از پروژه #توسعه_فردی خودم یه همراه داشتم، پسرم ، گل پسرم، شاگردای ته کلاس شدیم و با هم مراوده قاچاقکی داشتیم

اجازه نداد از نامه ای که نوشت و موشک کرد و فرستاد رو دسته صندلیم عکس بگیرم

خیلی تصادفی، همسر دوست عزیزم مهدی، بیخبر از همه همشاگردی‌ها براش تولد گرفته بود و علی بابا تولد متفاوت بدون هم سن و سال خودش رو تجربه کرد

#راهبری_شخصی #توسعه_فردی #کوچینگ
#شعر #کارگاه_شعر #فرزند_پروری #ماجراهای_من_و_بچه_هام


3

#poem . . .
.
تنهاتر از آنم
كه واقعیت داشته باشم

به خیابان می روم
و ساعت ها در خودم قدم می زنم

از تو 
تنها خاطره ای مانده است
كه امشب
چون اسبی زین اش می كنم
بر آن می تازم وُ
از استخوان هایم بیرون می زنم ...
.
.
#گروس_عبدالملکیان
⚫⚪⚫⚪⚫⚪⚫


0

.
◀نشرچشمه رایزن برگزار می کند:
.
"چارسوی شعر"، نشست هفتم، ترجمه ی شعر و شعر ترجمه در ایران : به دبیری گروس عبدالملکیان
.
◀شنبه، ۶ بهمن ماه ساعت ۱۸ در نشرچشمه رایزن
.
◀لطفا برای اطلاعات بیشتر، صفحه نشرچشمه رایزن را ببینید:
@cheshmeh.rayzan
@cheshmeh.rayzan
@cheshmeh.rayzan .
.
.
#چشمه_رایزن #نشرچشمه #شعر_ترجمه #شعر #ترجمه #گروس_عبدالملکیان #رویداد #چارسوی_شعر


0

داستان غم‌انگیزی است!
دستی که داس را برداشت،
همان دستی‌ست
که یک روز،
در خواب‌های مزرعه گندم کاشت!

#گروس_عبدالملکیان


0

من
چمدانت را گرفته بودم،
موجها را گرفته بودم،
هفت و ده دقيقه ى غروب را گرفته بودم،

تو اما
از درون راه افتادى..... #گروس_عبدالملکیان


0

.
«چارسو شعر» به دبیری گروس عبدالملکیان
.
🔸در هفتمین نشست «چارسوی شعر»، در نشرچشمه رایزن، احمد پوری، موسی بیدج و علی عبدالهی پیرامون شعر ترجمه و تاثیر ترجمه شعر در چند دهه اخیر ادبیات ایران، به گفت و گو خواهند پرداخت.
.
🔸میهمانان بخش شعر خوانی:
محمود معتقدی
محمد سعید میرزایی
سابیر هاکا
حسن صادقی پناه
میثم فلک ناز
آرش نصرت الهی
سپیده نیک رو
مریم رازی
مهدی سلطانی
.
.
🔹روز شنبه ۶ بهمن ماه،ساعت ۱۸
.
منتظرتان هستیم🍀
.

#نشرچشمه #چشمه_رایزن #کتابفروشی #ایونت #رویداد #نشست_شعرخوانی #شعر_خوانی #شعر_ترجمه #ادبیات_ایران #گروس_عبدالملکیان #احمد_پوری #عای_عبدالهی #سابیر_هاکا #مهدی_سلطانی #مریم _زارعی #محمود_معتقدی #محمدسعید_میرزایی #سپیده_نیک_زاد #آرش_نصرت_اللهی #حسن_صادقی_پناه #میثم _فلک_ناز


0

.
هر نتی که از عشق بگوید زیباست حالا سمفونی پنجم بتهوون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست😍
#گروس_عبدالملکیان
.
.
🔹جنس کیف: مخمل
🔸قیمت: ٦٠ هزار تومان
🔻اندازه: ٣٥*٢٥ سانتی‌متر
.
قابل شستشو
.
🚘 ارسال رایگان آخر هفته
.
#کیف#کوله_پشتی #کیف #فرشته #خیاطی #خیاط #خانه_اشتغال_مولوی #جمعیت_امام_علی #جمعیت_امداد_دانشجویی_مردمی_امام_علی #اشبالت
#كيف_زنانه #زنان #زنان_سرپرست_خانوار #كيف_لوازم_آرايش


2

گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود
#گروس_عبدالملکیان


3

موهایت را
بباف
بگذار
جـهان
دوباره
آرام بگیرد!

#گروس_عبدالملکیان

@garous_abdolmalekian
#دل_نوت
#شعر
#شعر_کوتاه


2

سرریز کرده این پاییز .

برف با لکه های قرمز

بهار با لکه های قرمز
فصل ها می گریزند

و خورشید

که هی غروب می کند خرداد را پر از خون کرده.

ما

سراسیمه فرار می کنیم

و کوچه های بن بست که آن قدر زیبا بودند این قدر ترسناکند
#گروس_عبدالملکیان


0

گفتی دوستت دارم !
و من به خیابان رفتم
اتاق برای پرواز کافی نبود.
#گروس_عبدالملکیان


0

.
بر فرو رفتگی های این سنگ
دست بکش
و قرن ها
عبور رودخانه را حس کن
سنگ ها
سخت عاشق می شوند
اما
فراموش نمی کنند.......
#گروس_عبدالملکیان


2

⛄️
به شانه هایم زدی
که تنهائی ام را تکانده باشی !
به چه دلخوش کرده ای ؟!
تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟!
@garous_abdolmalekian
#گروس_عبدالملکیان #مجید_آقاجانی


2